|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس ، سردار علی مویدی فرمانده انتظامي فارس در جمع خبرنگاران با تشريح این حادثه گفت:فردي با خودرو شخصي از شهرستان پارسيان هرمزگان بهسمت شهرستان لامرد فارس در حركت بود كهدو نفر در ابتدا و يك نفر ديگر در بین راه بهعنوان مسافر، سوار خودرو می شوندو خودرو را به صورت مسلحانه به سرقت می بردند و راننده را در ساختمان متروکه ای در بيابان دست وپا بسته رها می كنند. وی افزود:روز بعد ، راننده خودرو موفق می شود، خود را آزاد كرده و به روستاهاي اطراف برساند كه پس از كسب اطلاع به پليس شهرستان لامرد، پيگيري انتظامي آغاز شد. وي اضافه كرد: در همان روز یعنی روز سهشنبه ساعت ۱۳و ۳۰دقيقه سرقت مسلحانه ای از يك شعبه بانك كشاورزي در لامرد با همان خودرو مسروقه به پلیس گزارش می شود كه با به صدا درآمدن آژير بانك و همچنين آمادگي نيروهاي انتظامي، ماموران به محل بانك رسيده اما سارقان به همراه ۳۰۰ميليون ريال وجه مسروقه، موفق به فرار شدند. فرمانده انتظامي فارس گفت:پس از این اقدام تمام راههاي ورودي و خروجي شهرستان لامرد در كنترل پليس قرار گرفته که به همين دليل سارقان مسير خود را به كوههاي اطراف اين شهرستان منحرف كرده و ماموران نیز كوه را نيز در محاصره خود قرار دادند. سردار علی مویدی گفت:در اين هنگام، به رغم تيراندازي مداوم سارقان به سمت نيروهاي پليس، ماموران با استفاده از بلندگو به آنان مهلت دادند تا خود را تسليم قانون كنند اما سارقان به نام های «ياسر- ر»،« عباس- ش» و« اسماعيل- پ» خودكشي كردند. وي گفت:در این عملیات يك قبضه سلاح كلاشنيكف به همراه دو قبضه سلاح كمري، يك قمه و مقداري مهمات و فشنگ از سارقان و ۳۰۰ميليون ريال پول كشف شد. فرمانده انتظامي فارس افزود: در تيراندازيهاي سارقانبه ماموران انتظامي آسيبي نرسید و فقط آستين يكي از ماموران به وسيله گلوله سارقان سوراخ شد ولي جراحتي برنداشت. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 11:24 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر خنجی، نوازنده و خواننده گروه گلستان (گروه مجارستانی ای که دکتر در شهر پچ مجارستان تاسیس کرده و به زبان خنجی آهنگ اجرا می کنه)، هفته گذشته یکشنبه به دعوت دانشگاه UCE بيرمنگام ، کنسرتی اجرا کرد. دکتر خنجی آهنگهائی از آلبوم جدید "ورگار"اجرا کرد. چند روز بعد از کنسرت ملاقاتی داشتیم و درباره کنسرت به زبان خنجی در انگلستان ! حرف زدیم... دکتر خنجی به انگلستان خوش آمدین، انتظار نداشتین در شهر بیرمنگام هم اینهمه علاقه مند حضور پیدا کنن... بله جو بسیار خوب و به نوعی تجربه جدیدی برای من بود. حس عجیبی داشتم چون بعد از مدتها ار مجارستان که خب مثل خونه خودم احساس میشه بیرون اومدم، اینجا هم برای بر و بچه های گروه (جالبه که اصلاحات جوانهای ایرونی به زبانهای دیگه هم سرایت کرده!) و هم برای خودم بار کار سنگین تر میشه. احساس مسئولیت بیشتری حس میشه. اینجا به نوعی حس نمایندگی بیشتری به انسان دست میده و استرس کار رو بالا می بره. ولی خب مردم بعد از برنامه خیلی راضی بودن و برنامه خوبی بود. در حدود دو ساعت بیشتر از بیست آهنگ اجرا کردیم. از آهنگهای معروف ما آهنگی است که معنای فارسی اون "پا بر جاده بگذار و برو" است که داستان عاشقانه و غمگینی از دو نفره که به هم نمی رسن. این آهنگ از شعرهای قدیمی مجاريه، که به نوعی من اونرو پرورش دادم. دکتر خنجی از خنجی های ایران هستن که به تازگی آلبومی بیرون دادن به نام "مجار" که بعد از آلبوم "اچم" به بازار آمده، از دکتر پرسیدم که چطور کار طب و موسیقی و آهنگسازی رو همزمان انجام میده... من آهنگساز نیستم، اصلا موسیقی دان نیستم ولی برای حفظ فرهنگ بومی و ارزشهای نهفته خنجی تلاش می کنم. تمام کارها در شهر پچ در مجارستان ضبط میشه. هر ساله فستیوال موسیقی در این شهر هم برگزار میشه. از این طریق هم به همه اچم زبونهای دنیا سلام و درود می کنم و پیامی هم به زبان اچمی برای اونها دارم (که خب من بلد نیستم بنویسم!) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 12:44 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سرمايه : روزنامه شماره : ۶۲۳ تاریخ : ۱۳۸۶/۰۹/۱۸ از فرانكفورت تا اوز شهلا لاهيجي:قرار شده بود يادداشتي دربارهء نمايشگاه كتاب فرانكفورت براي نشريهء خودمان (صنعت نشر) بنويسم. همزمان دوستان بيانصاف تكليف كردند كه يادداشتي هم در مورد سفر سه روزهمان به اوز كه براي افتتاح بخش كودك و نوجوان كتابخانهء زنان دعوت شده بوديم قلمي كنم. در آغاز، از تقارن زماني نوشتن دربارهء دو جهان متفاوت يكي در ناف اروپا و بزرگترين رويداد فرهنگ مكتوب و ديگري براي بخشي كوچك از توابع لار در استان فارس كلافه شدم اما خيلي زود و با اندكي تامل وجه مشترك اين هر دو را يافتم. «كتاب» كه انگيزهء مشترك اين هر دو حضور بود، كارم را آسان كرد. از حق نگذريم كفهء مقايسه به نفع اوز شد. موضوع هر دو سفر يكي بود: «كتاب»، با اين تفاوت كه يكي با برخورداري از همهء امكانات جهاني و ملي و دولت در خدمت فرهنگ و هزاران دستاندركار و از پي ساليان سال تلاش و كسب تجربه، كتاب را در يك حضور بينالمللي به چشم و دل ناشران و نويسندگان و علاقهمندان به آثار مكتوب ميرساند و ديگري يعني اوز خودمان، مردم يك بخش كوچك با 15 هزار نفر جمعيت، با تلاشي پيگير و تنها و تنها با اتكا به خود مردم بيآن كه كسي يا نهادي يا مسوولي دستشان را بگيرد، كتابخانهاي بسيار آبرومند براي زنان برپا كرده بودند و امروز هم بخش كودك و نوجوان را براي مادران علاقهمند به كتابخواني براي فرزندان آنها بر آن ميافزودند. شايد براي آن كه اهميت اين تلاش معجزهگونه را بهتر بشناسيم، بايد اول اوز را بشناسيم. ميدانيد اوز كجاست؟ به راستي جايي در آن سوي «هيچستان.» ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:21 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ایکنا: گروه خبرنگاران افتخاري / خلیل شبانی نژاد: اولين جلسه ستاد غدير دهستان «ارد» لارستان، شب گذشته 20 آذرماه، با حضور روحانی مستقر اين دهستان برگزار شد. به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، اولين جلسه ستاد غدير دهستان «ارد» لارستان، شب گذشته، 20 آذرماه در محل مسجد صاحب الزمان (عج) برگزار شد. بنابر اينگزارش، اين جلسه با حضور حجتالاسلاموالمسلمين سيد «مرتضی حسينی نژاد» روحانی مستقر و معتمدان محلی در دهستان ارد برگزار شد. حسينینژاد موضوع اين جلسه را انتشار كتابهايی از ناحيه دشمنان در منطقه عنوان كرد و گفت: راه مقابله با اين كتابها، ارائه كتابهای دينی و غديرشناسی به جوانان و نوجوانان اين منطقه بهصورت رايگان است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:8 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آفتاب لارستان: باحضور زارعي،مدير كل سياسي انتخابات و تقسيمات كشوري استانداري فارس فرماندار لارستان وتعدادي از مسئولين ،مردم ومعتمدين مركز شهرستان و بخش بيرم ، بهادر زارعي به عنوان بخشدار جديد بيرم معرفي و از خدمات چندين ساله سيد حبيب موسوي ، بخشدار سابق بيرم قدر داني شد.موسوي هم اكنون بخشدار صحراي باغ و زارعي پيش از اين بخشدار بنارويه و جويم بوده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:56 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
یادداشت های یک خوری : در این قسمت با همکاری دوستان لیستی از دانشجویان و فارغ التحصیلان شهر (برادران وخواهران) ارائه شده است.انشالله با کمک همه ی شما ، هم این لیست را کاملتر کنیم و هم اینکه جزئیات بیشتری را مانند اینکه عزیزان در کدام دانشگاه و طی چه سالهایی تحصیلاتشان را سپری کرده اند ، معرفی نخبگان و... را به صورت طبقه بندی شده به آن اضافه نماییم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 11:42 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آرت لار: حميد منشي بی شک اگر تن تئاتر کشور بی رمق است و کرخت؛ جان تئاتر این شهرستان در حال احتضار است. اما قبل از مویه سرایی و چله نشینی لازم است تا با چشمانی گشاد و گشوده و سینه هایی بی حب و بغض به آسیب شناسی روزگار سپری شده نمایش در این شهر بپردازیم. روزگاری که با شیدایی و پویایی آغاز و با خواب و خلسه و خمیازه فرجام می یابد. اما اگر عینک انصاف بر چشمان خود بزنیم می بینیم سرنخ های کلاف پیچیده و بدقواره نمایش امروز شهرستان تعدد زیادی دارد. از خودمان شروع کنیم؛ بدون بلوف و مردم سیاه کنی و تعارف! مایی که عمری است درس جهالت داده ایم و مشق بطالت کرده ایم اما در عین حال ژست های روشنفکرمآبانه سوپردولکسی گرفته ایم و نگاهمان به به مخاطبین نمایش، عالم اندر سفیه بوده است و خود را پیرو مرام سکتاریستی و جدا از مردم دانسته ایم! مایی که زیاده گویی و کثرت ایده آل های انباشته شده در ذهنمان از سواد تئاتری مان سرریز می کند و از سویی با کوچکترین انتقاد چهره پرآژنگ کرده و با کوچک ترین عتاب عطای هنر را به لقایش می بخشیم! از یک سو عشق کور به عادت های فسیل شده داریم و از سویی دیگر بر هرچه نام سنت است پا کشیده و تئاترمان شده ملغمه ای از کپی های دست چندم و دستمالی شده بیگانه! ما که از قدسیت تئاتر محملی برای مطامع سیرنشدنی و مقاصد مهارناشدنی خویش ساخته ایم و استعلای اخلاقی تئاتر را به سفلای بی اخلاقی نشانده ایم! اما از منظری دیگر، متولیان و مدیران حوزه فرهنگ شهر نیز در این انسداد فعلی بی تقصیر نیستند. اصلا گویی جبر تاریخ در این اقلیم نیز جاری است که هرچه سیاست و ایدئولوژی فربه تر می شود، هنر ناب و مستقل نحیف و لاغرتر! مدیریتی که نخواسته در تاریکخانه بخشنامه ها و آئین نامه ها پنجره ای به هوای آزاد باز کند و همیشه نرم افزار رابطه با هنرمندان را با سخت افزار هرمی قدرت معاوضه کرده و از همه مهمتر با استعلای جایگاه خود، نقش کارگزاری و خدمت گزاری مردم را با آمریت متفرعنانه اشتباه گرفته است! به هرحال در روزگاری که عقیده و مرام بر «انسان» مقدم می شود؛ معتقدین به این مرام نیز کارگزاران فرهنگ!! و چه خوش گفت حضرت حافظ: «نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند/ نه هرکه آینه سازد سکندری داند.» |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 11:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ایرنا : نيكوكار لارستاني با نام حاج غلامرضا رهگذر، هزينه احداث يك مركز بهداشتي در لارستان فارس را پرداخت كرد. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، سه شنبه در آيين بهره برداري از اين مركزدرماني اعلام شد كهاين مركز درزميني به مساحت ۳۷۵مترمربع با زيربناي ۶۳۸مترمربع و با هزينهاي افزون بر دو ميليارد ريال طي مدت دو سال احداث شده است. اين مركز بهداشتي كه با همكاري دفتر فني دانشگاه علوم پزشكي فارس در سه طبقهاحداث شده،شامل داروخانه،آزمايشگاه،واحدهاي دندانپزشكيو واكسيناسيون، پانسمان و تزريقات، اتاق مادر و كودك و انباري است. به گزارش ايرنا، در آيين افتتاح اين مركز بهداشتي،فرماندار لارستان گفت: منصور محتاجي،از مسوولان مربوط خواست امكانات، تجهيزات پزشكي و دارويي بيشتري براي اين مركز درماني و ساير درمانگاههاي لارستان به ويژه براي روستاهاي محروم اختصاص دهند. نيكوكاران و خيرين لارستاني تاكنون در احداث و تجهيز بسياري از مراكز آموزشي، درماني و خدماتي اين شهرستان اقدام و مشاركت داشتهاند. شهرستان لارستان به مركزيت لار در جنوب شرقي استان فارس واقع شده وفاصله مركز آن با شيراز ۳۷۸كيلومتر است.ك/۲ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 11:1 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ایران توریست : با همكاري ناهید قهرمانی:دشت لار بزرگترین دره ایران است که در 70 کیلومتری شرق تهران در جاده هراز قرار گرفته .. ابرهای دور دماوند اگر اجازه دهند ، لار مکان مناسبی برای دیدن چهره ی زیبای بام ایران است . لار زیستگاه جانورانی چون گراز ، گرگ ، روباه ، پلنگ ، کل و بز ، قوچ و میش ، عقاب طلایی ، کبک و انواع مار چون افعی البرزی و ماهی قزل آلا است . گونه هایی که در سالهای اخیر به شکل خطرناکی کاهش یافته اند .در این دشت می شود ، گون ، خرگوشک ، آویشن ، پونه ، کاکوتی ، گل گاو زبان و باریحه را که مصارف دارویی و صنعتی دارند را نام برد . در بهار لار شقایق به تن میکند و درتابستان هم تا اواخر شهریور دارای علف های قد کوتاه است.همینطور در این منطقه تپه ها را گیاهی به نام " بی خون " که در زمستان گل می دهد پر کرده است. رودخانه ای که از سد لار می آید و رودخانه های فصلی دیگر در تابستان هم جریان دارند . به این ترتیب سراسر تابستان لار برای سفر مناسب است. همینطور به دلیل وجود انواع مارها برای پیاده روی در لار حتما گتر به پا داشته باشید |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:52 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دوشنبه 15 مرداد 1386 شيراز هشت نمايشنامه به جشنواره استاني تئاتر ماه راه يافتند. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، پس از بازبيني 24 نمايشنامه متقاضي حضور در جشنواره تئاتر ماه ، هشت نمايشنامه به اين جشنواره راه يافتند. بنا به اعلام حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي استان فارس، اين نمايشنامه ها از شهرستانهاي شيراز و لامرد، بخش گراش لارستان، نورآباد ممسني، سپيدان، خرم بيد و مرودشت به اين حوزه هنري ارسال شده اند. بيش از 150 نفر از مديران كشور استعفا كردند چهار شنبه 27تير 1386 موج استعفاي مقامهاي سياسي و اجتماعي كشور براي انتخابات مجلس پنجشنبه گذشته مهلت استعفاي مديران دولتي داوطلب ورود به مجلس پايان يافت، ولي اسامي اين افراد هنوز به طور رسمي براي اطلاع افكار عمومي منتشر نشده است، آنچه در پي مي آيد اسامي 59 مدير مستعفي از 10 استان كشور است. به گزارش خبرگزاري مهر معاون حقوقي و پارلماني وزير كشور روزجمعه به مهر خبر داده بود كه حدود 150 نفر از مديران مختلف براي شركت در انتخابات از سمت هاي خود استعفا كرده اند. راه اندازي تلفن امداد جنگل در لارستان پنجشنبه 12 بهمن 1385 اوز تلفن امداد جنگل به شماره 09696 به منظور پاسخگويي به هرگونه گزارش مردمي در لارستان راه اندازي شد. رئيس اداره منابع طبيعي لارستان ضمن اعلام خبر فوق افزود جهت پاسخگويي به پرسشهاي مردم و همچنين گزارشهاي دلسوزان منابع طبيعي و ارتقاء سطح فرهنگي و مشاركت آحاد مردم در حفظ و حراست از منابع طبيعي تلفن امداد جنگل راه اندازي شده است. متن كامل برخورد اتومبيل با شتر در استان فارس 5 كشته داد چهارشنبه 24 آبان 1385 اتومبيل سواري تويوتا به رانندگي عبدالحميد منفرد بيست و شش ساله اهل روستاي اسلام آباد، يكشنبه شب در محورهيرم اوز در لارستان فارس، پس از تصادف با يك نفر شتر، از مسير خود منحرف شد و با اتومبيل پيكان كه از مقابل در حركت بود، به شدت برخورد كرد. دراين حادثه راننده تويوتا و چهار سرنشين پيكان كه از جويم لارستان عازم لامرد بود، در دم جان سپردند و سه سرنشين ديگر اين اتومبيلها شامل يك زن و مرد و كودك زخمي شدند كه به بيمارستان اوز انتقال يافتند. متن كامل زلزله 4,5 ريشتري لارستان فارس را لرزاند دوشنبه 24مهر 1385 شيراز ايرنا: زمين لرزه اي به بزرگي چهارونيم درجه در مقياس امواج دروني زمين (ريشتر) ساعت 13 و 49 دقيقه و 51 ثانيه جمعه شهرستان لارستان در استان فارس را لرزاند. شهرستان لارستان در 400 كيلومتري جنوب شيراز و در مسير زمين لرزه هاي ويرانگر قرار دارد. از تلفات و خسارتهاي احتمالي اين زمين لرزه گزارشي دريافت نشده است. متن كامل نيكوكار اوز فارس پژوهشسرا ساخت پنجشنبه6 مهر 1385 شيراز نيكوكاري از اهالي اوز در لارستان فارس پژوهشسرا و كتابخانه دانش آموزي به ارزش يك ميليارد و 300 ميليون ريال احداث كرد. اين پژوهشسرا و كتابخانه به همت محمدهادي بدري در زميني به مساحت 850 متر مربع و زيربناي 240 متر مربع در دو طبقه به بهره برداري رسيد. اين واحد تحقيقي و پژوهشي داراي تالار مطالعه، فضاي تحقيق و پژوهش، مخزن كتاب و ساير امكانات جنبي است. متن كامل برخورد اتوبوس و كاميون در لارستان فارس 22 كشته برجا گذاشت سه شنبه24مرداد 1385 بر اثر برخورد يك دستگاه كمپرسي با يك دستگاه اتوبوس در مسير خنج (محمله) به لارستان يكشنبه 22 تن جان باختند. محمدرضا تدين فرماندار خنج يكشنبه شب در گفتگو با خبرنگار ايرنا ضمن اعلام اين خبر افزود: پنج نفر از مسافران اتوبوس كه مجروح شده بودند به دليل جراحت فراوان با اورژانس هوايي به شيراز منتقل شدند كه يك نفر از آنان هم به دليل شدت جراحت جان باخت. متن كامل امروز، اينجا جمعه 6 مرداد 1385 بازار قيصريه لارستان بازار قيصريه لارستان، كهنه و قديمي است؛ اما با گذشت سالها كمترين آسيبي نديده است. از روي طرح اين بازار، بازارچه اصفهان و بعد بازار وكيل را ساخته اند. طاقهاي ضربي بلندي دارد كه با اين ارتفاع در بازارهاي قديمي جاهاي ديگر ايران ديده نمي شود. بر روي طاق در چهارسو بادگير ساده اي زده اند كه سبب تهويه بازار مي شود. براي همين تابستانها هواي فوق العاده خنكي دارد. يك كتيبه سنگي در پيشاني سردر بازار خودنمايي مي كند. متن كامل
لارستان فارس لرزيد چهارشنبه 3 اسفند 1384 شيراز ايرنا: زمين لرزه اي به بزرگي چهار و نيم درجه در مقياس امواج دروني زمين(ريشتر) دوشنبه شب حوالي شهرستان لارستان در استان فارس را لرزاند.شبكه لرزه نگاري فارس وابسته به موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران، ساعت وقوع اين زمين لرزه را 23 و 37 ثانيه دوشنبه شب اعلام كرد. گزارشي از خسارات احتمالي اين زمين لرزه دريافت نشده است. شهرستان لارستان در جنوب استان فارس قراردارد و فاصله مركز آن تا شيراز، 394 كيلومتر است. متن كامل ثبت بقعه عبدكثير اوز در فهرست آثار ملي ايران دوشنبه 17 بهمن 1384 شيراز بقعه معلم عبدكثير در شهر اوز لارستان در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد. شاسيف الله قتال ولي الله از مجاهدان صدر اسلام داراي 6 فرزند بوده است كه يكي از آنان به نام ولي الله سيدجعفر براي تبليغ و ارشاد مردم منطقه اوز مي آيد. اين مجاهد چون در باسواد كردن مردم و تبليغ اسلام تلاش مي كرده به نام معلم كثير و عبدكثير معروف شده است. آرامگاه وي در شش كيلومتري شرق اوز در كنار جاده اوز لار روي يك تپه كم ارتفاع واقع شده است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 13:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اوز استار :گوشت گوسفندی هر کیلو 6000 // گوشت گوساله هر ک 6500 // گوشت شتر هر ک 5500 // گوشت چرخی هر ک 6500// گوشت چرخی هر ک 6500// گوشت چرخی منجمد هر نیم کیلو 2800 مرغ منجمد هر ک 1700// مرغ گرم وتازه هر ک 2200// جگر مرغ هر ک //1200 سنگدان مرغ هر ک 1200// |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 13:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو : در حالی که دو جناح سیاسی و پرطرفدار کشور یعنی اصول گرایان و اصلاح طلبان، در تهران ، استان ها و شهرستان های ایران، سرگرم رایزنی های مختلفی برای شرکت در مجلس هشتم هستند، هنوز حال و هوای انتخاباتی در لارستان ، گراش، خنج و جویم و دیگر بخش ها، چندان پرشور و گرم نیست. البته ناگفته نباید گذاشت که رایزنی های پراکنده ای صورت گرفته است، اما تا قرار گرفتن در کوران انتخابات و جلسات جدی و مشخص تر شدن نامزدهای انتخابات مجلس هشتم، فاصلۀ زیادی به چشم می خورد. اواخر اسفندماه امسال، در رقابتی سنگین و تنگاتنگ مردم لارستان همدوش ایرانیان، بار دیگر کاندیداهای مورد نظر خود را انتخاب خواهند کرد. از همان آغاز رقابت ها برای راهیابی به مجلس اول تا به امروز، شهر لار توانسته است ، کاندیداهای خود را بر دیگر کاندیداهای بخش های دیگر پیروز کند.لاری ها با توجه به تجربه های سیاسی – اجتماعی، همواره توانسته اند، با فاصله ای نسبتاً زیاد ، نامزد مورد وفاق خود را راهی مجلس کنند. البته گاهی این فاصله تا مرز سه چهار هزار رأی کوتاه شده است. یکی از رقبای جدی «لار» در تمام دوره های مجلس «گراش» بوده است، گراشی ها ، پس از جدا شدن لامرد از لارستان و به تبع آن نمایندۀ مستقل لامرد و تقلیل نمایندگان لارستان به یک نفر، همواره رقیب اصلی بوده است. با وجود این، در طی این مدت نتوانسته است، رقیب لاری را از صحنه انتخابات بیرون کند و پیروز میدان رقابت شود. ناگفته نگذاریم که در گراش جریانی نیز وجود دارد که از کاندیداهای لار حمایت کرده اند، از جمله در دوره نمایندگی جناب محمدحسین نخبه الفقهایی و نیز همین دورۀ گذشته یعنی جناب محبی، طرفدارانی بین اصول گرایان گراشی داشته و دارند. فراتر از این، گاهی نیز این سخن بر زبان برخی از گراشی ها می آید که: حالا که همۀ راه ها برای رسیدن گراشی ها به مجلس بسته است، چه بهتر که با کاندیداهای لار ائتلاف کنیم وحقوق مدنی خود را از طریق نمایندۀ لار احراز کنیم. عوامل متعددی در عدم پیروزی بخش ها بر رقبای لاری وجود دارد که باید بدان پرداخته شود. الف: یکی از بزرگترین موانع، جمعیت بالای همفکران لار، در صحنۀ انتخابات است. سیاسیون لاری، توانسته اند با همراه کردن برخی از شهر و بخش ها و روستاهای لارستان ، جمعیت متناسبی را همفکر خود کند. جمعیت شهر قدیم و شهر جدید ، به تنهایی بخش عمده ای از آرا را تشکیل می دهد که تأثیر مهمی در روز سرنوشت ساز انتخابات دارد. علاوه بر این، لار، همواره شهرها و روستاهای همفکر سنتی دارد که در شرایط حساس انتخابات به یاری آنان می آید. ب: تجربۀ بالای لاری ها، در امر سیاست و مسائل اداری - اجتماعی یکی از نکات مهم در پیروزی لاری ها در انتخابات است. لار همچنان که می دانید، در امر سیاست ورزی و حکومت داری، سابقه ای بس طولانی دارد. در کتاب های متعدد تاریخی آمده است که آخرین حکومت پادشاهان محلی میلادی در سال، توسط الله وردی خان، سردار نظامی صفویه شکست خورد. حکومت ابراهیم شاه در سال 1010 ه. ق سقوط کرد و به جای او حاکمان دیگری از سنخ حاکمان زمانه حکومت راندند، از آن هنگام تا قبل از حکومت رضا شاه ، لار همواره یکی از مراکز مهم قدرت در جنوب ایران بوده است. نمی خواهم شما را از ذکر تاریخ حکومت داری لاری ها بترسانم، ولی این گونه بوده است. حکایت هایی هم درباره سیاست ورزی لاری ها، در زبان مردم باقی مانده است. از جمله افسانۀ سربازان نادرشاه و وفات مادر نادرشاه و آن این گونه است که: « خبر به لار آمد که پیشقراولان سپاه نادرشاه ،در آستانۀ ورود به لار قرار دارند و قصد دارند به لار حمله کنند، بلافاصله لاری ها، همۀ مغازه ها را تعطیل کردند و سر در مغازه ها را سیاه پوش کردند و در مجلس جامع شهر به ختم نشستند. چون پیشقراولان سپاه نادر، به لار آمدند، دیدند همه جا تعطیل است. از پیرزنی پرسیدند: پس مردم کجایند؟ گفت: در مسجد جامع هستند. سربازان به مسجد جامع رفتند و حکایت را باز پرسیدند و گفتند چه اتفاقی افتاده است؟ لاری ها گفتند مگر نمی دانید، مادر نادرشاه به رحمت خدا رفته است؟ گفتند می دانیم ولی او یک سال پیش مرده است؟ و شما الان برای او مجلس ختم گرفته اید؟ یکی از میان جمع در پاسخ گفت: قربان !خبرها خیلی دیر به لار می رسد!» و بدین ترتیب بود که نادرشاه از حمله به لار و تخریب آن، منصرف شد. ج: با توجه به روحیۀ اداری مردم لار، لاری ها مردانی هستند که سعی داشته اند در محل زندگی خود به فعالیت و تلاش بیندیشند و به نظر می رسد که لاری ها، کمتر از بخش ها و روستاهایش در امارات متحده عربی، قطر و بحرین حضور داشته باشند. بنابراین از کوچکترین تا بزرگترین پست اداری را برای کار کردن متقبل می شوند و هیچ ابایی از کار کردن در مشاغل اداری ندارند. ممکن است این مسئله حداقل برای گراشی ها در سال های گذشته مورد توجه نبوده است. گراشی ها کمتر تمایل دارند که در ادارات مشغول به کار شوند. (البته این روحیه اندک اندک به فراموشی سپرده می شود). این روحیه در هنگام انتخابات، به کمک می آید و از جوانب مختلف می تواند تأثیر خود را بر آرای نمایندگان بگذارد. د: حضور مؤثر دو روحانی برجسته یعنی آیت الله آیت اللهی و آیت الله سید مجتبی موسوی لاری در لارستان و نفوذ سیاسی – مذهبی آنان بر اهالی لارستان تأثیر بسزایی در آرای مردمی دارد. احترام زایدالوصف مردم لارستان به ایشان همواره زبانزد بوده و هست. کرامت اله تقوی ، کارشناس ارشد تاریخ و نویسندۀ جویمی می گوید: «اگر از نظر تاریخی به بافت اجتماعی – عمرانی جویم نگاه کنیم، می بینیم تجار لاری در بخش خصوصی همواره جویم را مورد عنایت قرار داده اند، بر کتیبۀ کاروانسرای قدیمی جویم، این گونه نگاشته شده است: «خواجه ابوالحسن ابن زید لاری» . حمام سوخک لاری که در اواخر حکومت پهلوی اول ساخته شده است، یکی دیگر از امکاناتی است که نیکوکاران لار احداث کرده اند. تجار لاری در جویم از قدیم الایام تا هم اکنون باغداری دارند. آنان به مردم وام می دادند و به آنان مساعدت می کردند. حتی در زمینه های فرهنگی نیز همواره تلاش داشته اند. مثلاً آقای انصاری لاری، با تک تک دانشجویان بخش های مختلف لارستان تماس می گرفت و از آنان درخواست داشت که با «میلاد لارستان» همکاری داشته باشند. فرماندار لارستان معمولاً نیکوکاران لاری را برای تأسیس مراکر عام المنفعه به بخش های محروم از جمله جویم هدایت می کنند تا در این بخش ها سرمایه گذاری کنند. تقوی در ادامه گفت: در کارزار انتخاباتی دورۀ هفتم، گراشی ها حتی ستاد انتخاباتی در جویم نداشتند و با هیچکدام از جناح های فعال سیاسی جویم ارتباطی برقرار نکردند. در این دوره بعد از آقای طاهری فرد، آقای جهانبانی نفر دوم آرا در بخش جویم بود. اگر قرار است باز هم گراشی ها وارد انتخابات شوند، باید از هم اکنون رایزنی های خود را شروع کنند. باید چند چهرۀ شاخص معرفی کنند تا موقع حساس فرا برسد. آن گاه وارد عمل شوند و اگر لار چهرۀ شاخصی در این دوره معرفی نکند، پیروزی چندان دور از دسترس نیست. مدیر کتابخانۀ عمومی خنج در گفت و گو با سایت صحبت نو گفت: هم اکنون شهرستان خنج این ظرفیت را دارد که با بخش های دیگر لارستان، همکاری لازم را صورت دهد. حتی می توان به گونه ای عمل کرد که در یک دوره نماینده ای از خنج و دیگر بخش ها به مجلس بفرستیم، اما لازمۀ این حرکت آن است که هماهنگی های لازم را انجام دهیم. یکی از نامزدهای دورۀ ششم گفت: لزومی ندارد که روی یک گراشی سرمایه گذاری کنیم. اگر دیگر بخش ها هم آمادگی دارند، می توانیم با آنان وارد تعامل شویم. نماینده از آنان ، حمایت از ما و پس از انتخابات آن گاه می توان بر سر برخی مسائل کلی و جزئی صحبت کرد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 13:8 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سی دقیقه با حاج محمدحسن حسنی مسلم سنمار : سه شنبه سیزدهم آذرماه، صد و پنجاه نفر از بازرگانان که عمدتاً ساکن تهران بودند، در ضیافت شام آقای عبدالمطلب وخشوری، بازرگان سرشناس گراشی و مدیر مؤسسه آل میر، در هتل استقلال تهران حضور داشتند. علاوه بر احمد اسماعیلی، محمد منفرد، محمد سنمار، که گراشی بودند، یک گراشی نیز در آن مجلس حاضر بود ، آقای وخشوری زحمت معرفی را کشیدند: آقای حاج محمدحسن حسنی، هفتاد و سه ساله. او سالها پیش بنیاد ساختمان آموزش و پرورش گراش را بنا نهاده ، با همراهی دیگر نیکوکاران، بخش عمده ای از هزینه های دانشگاه علوم پزشکی گراش را پرداخته و در راه اندازی بیمارستان تخصصی قلب کوثر در شیراز ، سهم بزرگی ایفا کرده است. از او درباره کودکی هایش در گراش می پرسم. او می گوید: من در خانه ای بزرگ در سال 1315شمسی، پایین تر از مسجد جامع گراش، به دنیا آمدم ، خانه ما نزدیک منزل حاج غلامرضا خان و زادان خان بود. مادرم دختر خواجه مصطفی، از معاریف آن روزگار گراش بود و در منزلی که هم اکنون آقای هاشم شرفویی سکونت دارد، ساکن بود. خواجه مصطفی ، دامدار بزرگ و متمولی بود. او خصوصیات ویژه خودش را داشت. معمولاً به تنهایی غذا نمی خورد، و روحیه مهمان نوازی داشت. گاهی از همان پایین کلات دوربین می انداخت و می گفت: قافله دولخانی در حال آمدن است. باید صبر کنم تا آنها را مهمان کنم.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 15:52 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ایکنا : جلسه ستاد غدير دهستان «ارد» لارستان برگزار شد ۱۳۸۶/۹/۲۱ آزمون دوره تجويد در لارستان فارس برگزار شد ۱۳۸۶/۹/۱۳ برگزاری مسابقه اذان در لارستان ۱۳۸۶/۹/۱۲ برگزاری آزمون نهايی رشته صوت و لحن در شهرستان لارستان ۱۳۸۶/۹/۱۲ آزمون دوره تجويد قرآن بانوان در لارستان برگزار شد ۱۳۸۶/۹/۱۲ دوره آموزشی صوت و لحن قرآن در لارستان به پايان رسيد ۱۳۸۶/۹/۱۲ استقبال اهل سنت «اوز» از كاروان حامل درب حرم حضرت ابوالفضل(ع) ۱۳۸۶/۹/۱۱ برپايی گفتمان دينی «حجاب و عفاف» در لارستان ۱۳۸۶/۹/۱۱ اولين دوره تخصصی صوت و لحن قرآن كريم در لارستان فارس برگزار شد ۱۳۸۶/۹/۱۰ نماينده ولی فقيه در لارستان: دولت نمیتواند نسبت به جوانان بیاعتنا باشد ۱۳۸۶/۹/۱۰ برگزاری اولين جلسه طرح قرآنی «بشارت» در لارستان ۱۳۸۶/۹/۷ طرح قرآنآموزی بشارت در شهرستان لارستان آغاز شد ۱۳۸۶/۹/۶ حركت كاروان حامل درب حرم حضرت عباس(ع) در فارس ۱۳۸۶/۹/۵ بازديد رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران لارستان از حوزه علميه شهرستان گراش ۱۳۸۶/۹/۵ بسيج آينه شور و ايمان است ۱۳۸۶/۹/۳ دستيابی به وبلاگهای مدارس حوزههای علميه خواهران كشور فراهم شد ۱۳۸۶/۸/۲۹ اجرای طرح«رحمت از ديدگاه معصومين(ع)» در شهرستان لارستان ۱۳۸۶/۸/۲۸ نفرات برتر بخش كتبی هشتمين جشنواره قرآنی استادان دانشگاه آزاد اسلامی معرفی شدند ۱۳۸۶/۸/۲۶ برگزاری دوره آموزشی طرح رحمت در لارستان فارس ۱۳۸۶/۸/۲۵ پرداخت بخشی از هزينه بازسازی يك مدرسه توسط نيكوكار لارستانی ۱۳۸۶/۸/۲۵ نونهالان لارستانی حافظ قرآن كريم میشوند ۱۳۸۶/۸/۲۵ آزمون ممتحنين قرآن كريم در لارستان فارس برگزار شد ۱۳۸۶/۸/۲۳ آغاز ثبتنام دورههای آموزش قرآن در لارستان ۱۳۸۶/۸/۲۲ مفتی اهل تسنن اوز فارس: امام صادق (ع) برای همه مسلمانان اسوه وحدت است ۱۳۸۶/۸/۱۵ طرح قرآنی «رحمت» در لارستان فارس اجرا میشود ۱۳۸۶/۸/۹ آغاز ثبتنام نونهالان در مركز قرآن لارستان فارس ۱۳۸۶/۸/۲ برگزاری دورههای آموزش مفاهيم سطح سه در لارستان ۱۳۸۶/۷/۳۰ نيكوكاران لارستانی، هزينه ساخت سه پروژه عمرانی را پرداخت كردند ۱۳۸۶/۷/۲۷ برگزاری مراسم اختتاميه دورههای مهد قرآن تبليغات اسلامی در لارستان ۱۳۸۶/۷/۲۷ 4 شوال؛ سالروز وفات آيتالله «سيدعبدالحسين موسوی لارى» ۱۳۸۶/۷/۲۴ برگزاری مراسم «وداع با رمضان» در اوز ۱۳۸۶/۷/۱۶ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 14:53 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
زينب كارگر، شيراز، خبرنگار «ايران»: دزدان مسلح بانك ملت شهرستان لارستان پس از يك سال با تلاش پليس شناسايى و دستگير شدند.سردار على مؤيدى، فرمانده انتظامى استان فارس با اعلام اين خبر به خبرنگار ما گفت: ساعت يك و ۴۵ دقيقه بعدازظهر ۲۲ شهريور ،۸۵ ۳ دزد مسلح وارد بانك ملت شعبه كورده شهرستان لارستان شدند. آنها پس از تيراندازى و تهديد مشتريان و كارمندان بانك به جمع آورى چك هاى مسافرتى و پول هاى نقد پرداخته و سپس سوار بر موتوسيكلت از آنجا گريختند. در اين سرقت مسلحانه يكى از مشتريان بانك نيز هدف گلوله قرار گرفت و زخمى شد.وى در ادامه افزود: مأموران پاسگاه انتظامى دهكويه پس از اطلاع از موضوع در محل سرقت حاضر شدند و پس از تحقيقات مقدماتى دريافتند كه دزدان با رها كردن موتوسيكلت هايشان در منطقه كورده، از طريق كوه هاى اطراف متوارى شده اند.برپايه اين گزارش، چند روز بعد مأموران متوجه شدند زنى به نام معصومه، ۴۵ ميليون تومان از چك هاى مسافرتى مسروقه را در يكى از بانك هاى بندرعباس نقد كرده است. بنابراين مأموران پس از انجام هماهنگى هاى لازم وى را شناسايى و دستگير كردند.متهم در بازجويى هاى مقدماتى اعتراف كرد كه چك هاى مسروقه را از دزدان گرفته و نقد كرده است. با اعتراف هاى اين زن، مأموران ۳ سارق مسلح به نام هاى حمزه، شهباز و بهرام را در يكى از روستاهاى داراب دستگير كردند. بدين ترتيب آنها به سرقت مسلحانه ۵۰ ميليون تومان تراول چك و ۶ ميليون تومان پول نقد از بانك ملت شهرستان لارستان اعتراف كردند. آنها در ادامه تحقيقات به سرقت مسلحانه ۶۵ كيلوگرم ترياك از يك قاچاقچى در منطقه «قلايوته» داراب اعتراف كردند.به گفته سردار مؤيدى از متهمان ۲ قبضه سلاح كلاشينكف كشف شده است و تحقيقات تكميلى درباره جرايم احتمالى آنها همچنان ادامه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 13:53 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بنارويه دات کام: بنارویه در ۱۸ کیلومتری بخش جویم واقع شده است تاسال ۱۳۸۳جزئی ازبخش جویم بوده ولی از این سال به بعد تبدیل به بخش مرکزی شده است جمعیت بنارویه حدود ۱۲۰۰۰تفر میباشد که بنام دلیران جنوب معروف هستند درآمد مردم اکثرا ازکشاورزی دادوستد و کشورهای حوزه خلیج فارس میباشد به طوری که بنارویه دربین شهرهای لار به قطبی بازرگانی تبدیل شده است و روزانه بعداد زیادی ازافراد روستاهای دیگر برای خرید کالاهای خود به بنارویه میآیند ازروستاهای تابع بنارویه میتوان شرفویه لاغران مارمه بختیارویه حسن آباد مارمه رانام برد ازآثار باستانی این بخش خندق معروف که با دیوارهایی به ارتفاع ۱۲متر و با خشت و گل ساخته شده است که عمر آن به دوران قبل ازاسلام برمیگردد ازآثار دیگر شاه نشین نقاره خانه که بربالای کوه شاه نشین که باارتفاعی درخدود ۲۰۰۰متر ساخته شده است همچنین قلعه اسماعیلیه و چاههای معروف که دربالای کوه حفرشده و معروف به دولو میباشند که هنوزهیچ کس ازعمق آن بااطلاع نمیباشد و همچنین کاروانسرای عباسی که توسط شهرداری و شورای شهر دردست تعمیربوده واحتمالاً تبدیل به بازار مرکزی گردد دارای مردمی متدین شجاع نوع دوست میباشد تعداد ۷ مسجد ۳ حسینیه و باشگاه ورزشی بیمارستان در دست احداث میباشد آب آشامیدنی مردم از چاه حفرشده با همیاری مردم در کولون جویم که ازطریق لوله کشی به بنارویه میرسد دین مردم اسلام و دارای مذهب جعفری میباشند زبان مردم به لهجه اچمی یا همان پارسی که لهجه مردم جنوب ایران است میباشد .راه لار – بنارويه يكي از دو راه ارتباطي بنارويه به شيراز محسوب مي شود كه پس از پشت سر گذاشتن شهرستان لار و نقاطي چون گراش، اوز ، خنج ، قير ، فيروزآباد و كوار با مركز استان ارتباط برقرار مي كند . راه دوم كه بسيار نزديكتر از راه اول است بنارويه را به جهرم و سپس به شيراز متصل ميكند كه با آسفالته شدن اين مسير ، كمتر كسي از راه اول براي سفر به شيراز استفاده مي كند . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 16:20 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اوز استار: این جشنواره که به عرضه کتاب وکارهای خانگی اعم از کار دستی وتزئینی ومواد غذایی خانگی اختصاص دارد در سالن میراحمدی وهنری در شارجه برگزار می گردد. علاقمندان وهمشهریان میتوانند از این جشنواره در تاریخ یاد شده دیدن نمایند جهت اطلاعات بیشتر با این شماره تلفنها تماس بگیرید خانم خضری 0502955301 و خانم فقیهی 0507751477 زمان برگزاری : 4تا 10بعداز ظهر چهارشنبه . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
محمد اعظم بنی عباسیان بستکی: سید محمد شاه سیف الله، مشهور به «سیف الله قتال» ، از عرفا و علمای قرن هفتم هجری قمری است که درباره شرح زندگانی و حیات اجتماعی او مطالعه مستقلی صورت نگرفته است. او از خاندان بنی عباسیان بغداد بوده و بر اثر حملات مغولان در سال 656 قمری به بغداد و اختلافات خانوادگی ناگزیر به مهاجرت به ایران گردید. از شرح حال او نسخه ای منثور با نام «تذکره الاولیاء مسمی به تحفه الراغبین» موجود است ، به چاپ رسیده است. نویسنده این تذکره منثور سید علی بن سید حمدی است که آن را در سال 982 قمری از عربی به فارسی ترجمه کرده است. اما شرح حال «سیف الله قتال» به نقل از نوشته «محمداعظم خان بنی عباسیان بستکی»: سید محمد عمر شاه سیف الله قتال، خواه ناخواه با عده یکصد و بیست خانوار از عشیره و اتباع خود بغداد را ترک نموده، طریق بصره به ساحل ایران رهسپار گردید. در کتاب خطی و بیاض های قدیم به نثر و نظم می نویسد، هنگامی که سید محمد عمر قتال با عشیره و پیروان خود در دشتویه با غور ساکن بوده آغا احمد نامی که مهتر و سرپرست آن حدود (لارستان) بود به عرض سلطان اتابک (ممکن است سلجوقشاه بن سلغر باشد) رسانید که عده ای از مهاجرین عرب با عشیره و حشم خود به حومه لارستان آمده صحرا و اراضی این حدود را اشغال کرده و از پرداخت مالیات و خراج و حق مرتع خودداری می نمایند، لذا به فرمان اتابک پادشاه فارس از شیراز عده ای سوار به سرکردگی علیشاه نام به دشتویه به اغور آمده و افراد عشیره قتال را تحت تعقیب قرار داده که یا مالیات منال بدهند و یا هم از محل خارج شوند، هر چند با مأمورین از در مساعدت و پذیرایی در می آیند مأمورین بیشتر فشار آورده و دست بردار نمی شوند، حضرت قتال که در گوشه ای مشغول عبادت و ریاضت بود چاره این کار را از خداوند بی نیاز خواستار می شود، اتفاقاً همان شب علی شاه نام برده به مرض شکم درد شدیدی مبتلا و بدنش متورم می گردد و همراهان وی نیز هر یک به دردی و تب لرز شدیدی گرفتار شده ناچار به فال بد گرفته، دست نیاز به سوی قتال دراز و با حال تضرع طلب عفو می نمایند، قتال هم از تقصیرات جسارت آنان صرف نظر کرده و چون حالشان بهبودی یافته از انجام مأموریت خود منصرف و همگی متنبه و ارادت خاصی پیدا می کنند و پس از چند روز دیگر توقف با اخذ اجازه مرخصی از محضر مولانا به شیراز مراجعت می کنند که با خانواده خود مجدداً به خدمت قتال بر گردند، ولی همین که به شیراز بر می گردند چنان که قبلاً هم قتال از تغییر سلطنت اتابک خبر داده بود، می بینند اتابک جدید سلطنت نشسته، لذا گزارش مأموریت خود و کرامات قتال را به سلطان اتابک جدید اطلاع می دهند و اتابک فرمانی بر ارادت خالصانه خود به وسیله علیشاه نام برده صادر و صحاری و اراضی دشتویه با غور و اطراف قلعه میمون فداخ و توابع به شاه سیف الله القتال واگذار و شاه و اتباعش را از تأدیه باج و خراج معاف می دارد. تاریخ مفصل لارستان / جلد اول/ص 256و261و262 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر محمد باقر وثوقی : تاریخ تحولات سیاسی ایران بهترین نمونه دخالت و شرکت مؤثر روحانیون در عرصه های اجتماعی سیاسی آن است. این امر چنان اهمیتی در پژوهش های تاریخی دارد که می توان گفت درک درست و منطقی از تاریخ معاصر ایران، بدون توجه به اقدامات و جایگاه روحانیت در قشربندی اجتماعی میسر نخواهد بود. روند اقتدار روحانیت با سقوط صفویه و تغییر عمده در بافت سیاسی ایران رو به افزایش نهاد. این رویداد در دوره قاجار و با مهاجرت گسترده علما از عراق به ایران و شرکت مؤثر آنان در رویدادهای سیاسی شکل تازه و بدیعی یافت. فارس جنوبی، اگرچه بر اساس مدارک موجود، از لحاظ اجتماعی، پیش از دوران صفویه حداکثر جمعیت اهل سنت را داشته است و دارای گروه های قدرتمند مذهبی شاخه متصوّفه بوده است ، اما از دوره صفویه به بعد بر اثر اعمال سیاست های ویژه مذهبی، بافت اجتماعی آن دچار تغییرات عمده ای شد و دو گروه مذهبی تشیع و تسنن و بومیان یهودی از عمده ترین گروه های مذهبی آن به شمار می آمدند. نخستین هسته های شکل گیری قدرت روحانیت شیعه در فارس جنوبی از دوره صفویه آغاز شد و مهاجرت سادات «گلپایگان» به لارستان و نواحی جنوبی فارس از دوره شاه عباس اول و با عنوان اداری «شیخ الاسلام» شکل گرفت. سید محمد زاویه از نخستین روحانیون مهاجر عصر صفویه به لارستان است که مقبره او در یکی از محلات قدیم لار واقع شده است. کتیبه مقبره او در حفریات سال 1380 به دست آمد که نسبت ایشان را به امام موسی کاظم(ع) رسانده است. خاندان سید محمد زاویه و بازماندگان ایشان با عنوان «شیخ الاسلامی» در لارستان و فارس جنوبی در دوران افشاری و زندیه و قاجاری در منطقه حضور فعال و مثمر ثمر داشته اند. آخرین نسل ذکور سادات «زاویه» در دوره ناصرالدین شاه قاجار از دنیا رفت و دوره اقتدار این خانواده در بافت مذهبی لارستان و جنوب فارس قطع و منطقه با خلا حضور روحانی روبرو شد. فتحعلی خان گراشی، بیگلربیگی لارستان، با اطلاع از این موضوع در صدد دعوت روحانی بر آمد و از این رو، آیت الله شیخ علی رشتی را به لار دعوت کرد. حضور این روحانی در منطقه چندان نپایید و عدم همراهی کامل او با فتحعلی خان بیگلربیگی لارستان، و حمایت قطعی از مردم موجب شد که ایشان در 1307 هجری در یک حادثه مشکوک دار فانی را وداع گوید و در اذهان مردم شایع شد که او توسط دست نشاندگان بیگلربیگی لارستان مسموم شده است. این حادثه موجب تحریک افکار عمومی و شکل گیری اقداماتی شد که نهایتاً به دعوت آیت الله لاری از نجف منتهی گردید. در پی جلسه مشورتی تجار لارستان با شناخت کامل از شرایط اجتماعی و سیاسی منطقه و در یک اقدام پیشگیرانه در صدد دعوت روحانی بر آمدند اعزام هیأت تجار به نجف و مهارت «سید » به لارستان در 1309 هجری نتیجه کوتاه مدت اقداماتی بود که با هدف مبارزه قطعی با حکام محلی و استقرار امنیت شکل گرفت. سادات بیرم بیرم از شهرهای مهم فارس جنوبی و در مسیر کاروانی به سمت خلیج فارس و بندر چارک است که در آستانه انقلاب مشروطیت حکومت سید حاج بابا بیرمی در آن برقرار بوده است. سید حاج بابا از سادات «زندوی» و از رهبران مذهبی و سیاسی منطقه محسوب می شود. سادات بیرم و حکام آن از ابتدا در کنار آیت الله لاری قرار داشته اند و از انقلاب مشروطیت حمایت می کردند. اساس گرایش آنان به مشروطیت مبتنی بر تمایلات شدید مذهبی بوده است. بررسی مبانی فکری و اجتماعی مشروطیت ایران/ ص 363و 364 و 374 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:17 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر محمدباقر وثوقی: طی نیمه دوم قرن چهارم هجری بنا به مندرجات «تذکره شاه زندو» سلطان عفیف الدین الموسوی با نیروهای عرب همراه خویش از طریق «بندر گنگ» برای جهاد و غزوه با کفار به منطقه وارد شده و دورانی از درگیری را رقم می زند. محدوده عمل سپاهیان «شاه زندو» در شمالی ترین بخش فارس تا فیروزآباد و در جنوب تا بندر کنگان و از شرق تا لارستان کنونی بوده است . طی درگیریهایی که به وجود آمده است هر کدام از سپاهیان اسلامی که در میدان جنگ کشته شده اند به خاک سپرده شده و بعدها به عنوان امام زادگان مشهور شده اند. در تذکره «ب» در سلسله نسب «شاه زندو» آمده است: فان سید زندو یکون من صلب حسین بن ابراهیم بن مرتضی بن حسین الاصغر بن عون بن مهدی بن محمدبن حسن بن جعفربن موسی الکاظم بن جعفر بن صادق. «سید عفیف الدین» همراه خانواده و تبار خویش به طور دسته جمعی به منطقه جنوب کوچ نموده اند و با ایشان نیروهای نظامی عرب نیز بوده است که در هر منطقه او را همراهی کرده اند. از اسامی اولاد او می توان از سید مرتضی محیی الدین جبرئیل والا میر مجتبی مدفون در بیرم، خوشنام بن زندوی، مدفون در قریه «فال» محب الدین فیروز بن زندوی، مدفون در بیرم؛ جلال الدین بن زندوی، مدفون در بیرم؛ محمود بن زندوی، مدفون در «مز»؛ عبدالله بن زندو، مدفون در «بوچیر» ؛ ابی الحرب فضل بن زندو، مدفون در «بوچیر» ؛ ضرغام مغیره بن زندوی، مدفون در «بهده»؛ حسن و ابراهیم و محمد ابناء زندو مدفون در قریه «سمل و سمنه و بکران» نام برده و از دختران «شاه زندو» خدیجه همسر شیخ حسن انصاری که مدفن او در «سوداوه گرد» می باشد و فاطمه صغری همسر ابی عمران و دیگر فاطمه کبری همسر احمد زبیر مدفون در قربه «مهر» ، «اسما» و دیگر «علیه» که در قریه «کهنه» مدفون است و «آمنه» که مدفون در قریه «انجیره» است. در منطقه محدوده تذکره، هم اکنون بسیاری از مقابر متبرکه با اسامی مذکور موجود می باشد، هر چند بیشتر آنها فاقد کتیبه های قدیمی هستند، اما در اذهان مردم یاد و نشان آنها موجود است. بر اساس تذکره، نیروهای عرب همراه «شاه زندو» از قبایل «هوازن؛ بنی متفق» و «تمیم» از مدینه بوده اند و امرای ایشان معروف به خاندان «انصاری» هم اکنون در بخش وسیعی از نواحی جنوب ایران ساکن می باشند که نسبت آنها صحابی معروف حضرت رسول (ص) می رسد. مقر اصلی منازعات درگیری نیروهای «شاه زندو» در بخشی بوده است که هم اکنون به نام «بیرم» خوانده می شود . بر اساس تذکره نام این روستا «کبه» و سپس «بیرم» تغییر نام یافته است. آنچه که در تذکره آمده است این است که قبل از ورود «شاه زندو» به منطقه، عناصر ترک به صورت عشیره ای در محل حضور داشته اند و نام «بیرم» نیز ترکی و به معنای جشن و عید می باشد. نیروهای همراه «شاه زندو» در محدوده مورد درگیری تا قرن هفتم به شکل عشیره ای می زیسته و سپس در زمان هولاکوخان مغول یک جا نشین شده اند. بیرم دارالاولیای لارستان/ محمدباقر وثوقی /ص 40 تا 46 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:15 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
احمد اقتداری: روزی در دفتر شهرداری نشسته بودم، مردی سراسیمه وارد شد و با داد و قال گفت: آقا، برای آقا (منظور مرحوم سید علی اصغر موسوی مجتهد شهر بود) مقداری خرما از فرگ و آبشور آورده ایم. در دروازه شهر می گویند عوارض بدهید. مال سهم امام است و داریم خدمت آقا می بریم و پولی هم نداریم که بدهیم. او را آرام ساختم و مدیر پاسگاه را خواستم آمد و گفت بله ما مانع ورود چند بار خرما شده ایم و باید اینقدر عوارضش بدهند یا شما بفرمایید تا عوارض نگیریم. گفتم تمام عوارض را بگیرید و اگر ندارند آنها را راهنمایی کنید که خدمت آقا سید علی اصغر بروند و از ایشان بگیرند. آنها رفتند و مطلب را با سید علی اصغر در میان گذاشتند و آن بزرگوار علاوه بر مبلغ عوارض مبلغی هم برای پاداش مأمور شهرداری مسئول پاسگاه مرحمت کرده بود. (سید علی اصغر واقعاً مردی آزادمنش حکیم و خیرخواه و مردم دوست بود. پدر آقای سید مجتبی موسوی که فعلاً در لار سکونت دارند و مرجع عام و خاص شهرند و شاید عموزاده آقای سید عبدالعلی که ایشان نیز امام جمعه و مورد احترام عموم مردم لارستان اند بود و شنیده ام این دو سید نبیل بسیاری از انحرافات و زیاده روی ها و تعدیات عناصر بی حساب را مانع شده اند و چند نفر بی گناه را از مرگ رهانیده اند و حافظ حقوق عمومی و ضامن حقوق فردی و شرعی مردم بوده اند. کاروان عمر / احمد اقتداری / ص 81 |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:18 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به عرض می رساند، ان شاءالله تعالی، وجود مبارک و بستگان و آقازادگان قرین صحت و عافیت بوده و باشید ، چنانچه از راه لطف و مرحمت اشعار از حالات این احقر فرموده باشید، بحمدالله نعمت صحت و سلامتی موجود و به دعاگویی اشتغال بوده و می باشد و همیشه اوقات محبت ها و مراحم جناب عالی مدنظر بوده و می باشد و به یاد ایشان بوده، مکرر قصد نمودم که چند کلمه حضور مبارک عرض بدارم موفق نمی شدم، تا آن که فعلاً فرصت غنیمت شمرده، خواستم با این چند کلمه خود را یادآوری نمایم، مخصوصاً در عتبات عالیات و مشاهد مشرفه دعاگو و نایب الزیاره بوده و فراموش ننمودم. خداوند جناب مستطاب عالی را موفق و مؤید و منصور و محفوظ بدارد که بیشتر اوقات در تبلیغات و بیانات مطالب حقه جدیت و سعی و کوشش بفرمایید و جلوگیری از یاد باطل و خلاف بفرمایید و خداوند تبارک و تعالی هم نصرت و یاری می فرماید: «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» «فالله خیر حافظاً و هو ارحم الاراحمین» «ولا یخافون لومه لائم». از قراری که جناب ابن عم مکرم آقای حاج سید محمدکاظم که به کرمانشاه – چند روزی برای دیدن و ملاقات آمدند و از ایشان از حالات جناب عالی و از وضعیات سؤال نمودم، گفتند هنوز لوله کشی نشده و کارشکنی و ضدیت بعضی ها می نمایند، بسیار متأثر شدم که چرا باید این قسم رفتار کنند و مانع شوند و اتحاد و اتفاق نداشته باشند و عناد و لجاج با همدیگر نمایند. ان شاءالله امیدوارم فائق و نائل گردید. مرحمت فرموده از سلامتی خودتان و از وضعیات و چگونگی مرا امید است مرقوم فرمایید . مخصوص حضور مبارک حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقای سید عبدالعلی و جناب مستطاب شریعت مدار آقای حاج شیخ باقر آقا غفوری دامت برکاته و سایر حضار مجلس ایشان، به عرض سلام مصدّع ابلاغ می فرمایید. حضور مبارک جناب مستطاب عم مکرم معظم آقای حاج سید عبدالرسول و سایر ارحام و دوستان و جناب مستطاب آقای حاج غلامی و آقای مغلی سلام می رسانید. دعاگوی تمام ایشان بوده و می باشم. دیگر التماس دعا دارم. آدرس حقیر، چنانچه اظهار لطف بفرمایید : کرمانشاه خیابان فرمانفرما حجره ی آقا هاشم، خواهد. رسید عرضی نیست. والسلام علیکم والرحمه. الاحقر سید محمود معصومی لاری |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 0:6 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صادق رحمانی: سادات، به دلیل انتساب شریف شان به رسول اکرم(ص) و امام علی (ع) همواره مورد احترام مردم بوده اند و از نفس های معنوی اشان بهره مند. بزرگداشت سادات در بین مردمان، سنتی همیشگی بوده، و در شرایط ویژه به آنها پناه برده اند. آنچه در ذیل می آید، خاطراتی است که از کودکی تا نوجوانی از سادات گراش به یاد داشته ام. سعی من آن بوده است تا از درگذشتگان ذکری به میان آید تا حمل بر مداهنه و چرب زبانی نگردد، هر چند ساداتی را که هم اکنون در سرزمین مادری زندگی می کنند، با دیده ی جلالت به آنها می نگریم. سید محمد زیارتی روز جمعه بود . پدر می خواست به آقا سید محمد سری بزند. با این که همسایه بودیم، اما باید از کوچه بغلی (فخرآباد)، تمام کوچه را دور می زدیم تا به منزل آقا می رسیدیم. خانه کمی در گودی قرار داشت. از دالان رد شدیم، در دالان، همسر آقا کوزه ها را با سلیقه خاص چیده بود و سر آن را با پارچه ی سفید و تمیز پوشانده بود. خانه آقا سید محمد، دو طبقه بود. با پدرم به طبقه بالا رفتیم. آقایی با لباس سفید و عرق چین و محاسنی سفید روبه روی ما بود. پدرم مرا فراخواند تا به آقا سلام کنم. آقا بوی خوشی می داد. دست هایش را باز کرد و چند بار با لهجه ای غلیظ و کش دار گفت: ماشاءالله ، ماشاءالله بارک الله، بارک الله و مرا در آغوش گرفت. من هنوز مدرسه نمی رفتم و معنی آن دو کلمه را نمی فهمیدم ، ولی فکر کردم باید کلمات مهمی باشند. آقا سید رسول معصومی شب ، شب غریبی بود، در کوچه ها چراغ برق نبود. مردم با فانوس به خانه همدیگر می رفتند. آن شب در خانه آقا رسول، همه جمع بودند. خانه آقا روبه روی منزل قدیمی حاج محمدعلی فردوسی و پشت به پشت منزل دایی ام حاج محمد، قرار داشت. آقازادگان همه بودند. آقا رضا، آقا صادق، آقا عباس و خواهرانشان. من جرأت نداشتم به داخل منزل بروم. شلوغ بود، با آقا مجتبی و آقا مصطفی در کوچه بازی می کردیم و معنی چهره های نگران و ناراحت را نمی فهمیدیم. آقا ناصر، هم سن من و خلیل بود. او هم حس غریبی داشت، اما با ما مشغول بازی بود. ناگهان آقا حسن ، از دالان خانه به بیرون آمد و سرش را به دیوار تکیه داد. یکی گفت : آقا حسن، چی شده؟ گفت: آقا مرد! به اطرافم نگاه کردم، از آقا ناصر خبری نبود! در کوچه باد می آمد. سید ابراهیم جهانبانی آرام و آهسته با عمامه ای کوچک تر از حد معمول و عبایی مشکی، در کوچه راه می رفت. آخرین بار او را در جلسه ی ختم پدرم در حسینیه برق روز دیدم. دی ماه سال 1358 شمسی.بدون آن که نگاهش را به چپ و راست روانه کند، نزدیک به صدر مجلس نشست. مراقبش بودم. جزوه ی قرآن را باز کرد. آهسته فاتحه ای را زمزمه کرد ، نگاهش به جزوه بود، اما آن را ورق نمی زد . سوره ی یاسین را از صدر تا ذیل از حفظ خواند. با خاموشی و سکوتش مرتبه ای از عرفان را سلوک کرده بود. آرامش شگفتی در وجودش بود. سوره ی یاسین تمام شد. بدون آن که حرف دیگری بر زبان جاری کند، آهسته از مجلس ختم ، خارج شد. سید محمد خلیلی فقط یکی دو تا ماشین در گراش بود که تا لار و اطراف می رفت. پدرم از قبل با سید محمد هماهنگ کرده بود تا با جیب ایشان به شرفویه برویم. صبح زود، آفتاب نزده، راه افتادیم . سفر کردن با دو انسان شوخ طبع خوش می گذشت و الان خستگی راه و گردنه های صعب العبور نارنجی و بزن را به یاد نمی آورم. در جایی به نام آب باریک برای صبحانه استراحتی کردیم. بهار بود، گندمزاران سرسبز و با طراوت ما را خوشامد می گفت. سید محمد ما را به شرفویه رساند. کربلایی زینل قائدی _ دایی پدرم که شاعر اهل بیت (ع) بود و در آن جا کرسی وعظ داشت، به استقبال ما آمده بود _ سید محمد، شب را در آن جا ماند تا صبح زود عازم گراش شود و ده روز دیگر دوباره به شرفویه باز گردد. نمی دانم او آن همه راه را تنهایی چگونه به گراش آمده بود. آقا محمدعلی محقق رو به روی خانه حاج عباس خوشاب، سنگی بود که من به دلیل سر به هوایی و بی خیالی کودکانه، همیشه به آن پا می زدم. این مساله چندین بار اتفاق افتاد. آخرین بار دیگر ناخن پای راستم شکست و خون از آن فوران کرد. آقایی از کوچه رد می شد با عمامه ای سیاه بر سر و نیم پالتویی بر تن. دست هایم را گرفت و به خانه اش برد. در دالان خانه اش چند بز استراحت می کردند. کنار حوض که در وسط حیات بود، پاهای مرا شست و روی آن مرهم گذاشت . بعد هم مرا برد تا در خانه ی مادر بزرگم و گفت : والده ی حاجی محمد، بیا این صادق، بگو مواظب خودش باشد. مادر بزرگم، دستی به سر من کشید و گفت: خیلی ممنون. آقا محمدعلی. سید حبیب افقهی در سال 1357 و بحبوحه ی انقلاب قدمی را با مردم و دیگر روحانیان همراهی کرد، اما گویا برای جوانان پرشور آن روزگار این مقدار، چندان خوشایند نبود. شبی بچه های انقلابی جمع شده بودند تا به منزل سید بروند . من از اصل ماجرا بی اطلاع بودم. یکی از جوان ها به نام الف . میم به سید گفت: اگر با مردم انقلابی همراه نباشید ، گراش دیگر جای شما نیست. این حرفها شاید نیم ساعت ادامه یافت، اما سید سخن نگفت. فقط نگاه کرد. سید عباس موسوی از جوانان انقلابی و چند سال از ما بزرگتر بود ، شبهای اوائل انقلاب را در مسجد علی ابن ابی طالب (ع) جمع می شدیم و سید محمود علوی، و سید عباس معصومی و جوانانی از گراش و لار سخنرانی می کردند، اما پیش از سخنرانی ها ما نوجوان ها، مقاله یا شعرهای انقلابی می خواندیم. سید عباس، مقاله ای نوشته بود، به من داد تا آن را بخوانم. من هم مقاله را خواندم، اما متوجه خنده حاضران نشده بودم. آمدم کنار او نشستم، گفت: چرا همه ی « شد » ها را « نشد » خواندی! بعد معلوم شد که رسم الخط او مرا به اشتباه وا داشته است و من اصلاً به محتوای مقاله توجه نداشته ام و فقط طوطی وار آن را خوانده ام! همان سالها، عصر پنج شنبه ای به قبرستان جعفر آباد رفتیم. با احمد وقارفرد بر سر قبر پدر بزرگش حاضر شدیم. سنگ کوچکی را آهسته به سنگ مزار زد و گفت : بابا بزرگ سلام، چه طوری ، حالت خوبه! من لبخندی زدم و گفتم: آقا عباس، مثل زنده ها با او حرف می زنی؟ گفت: پدر بزرگ زنده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 23:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
عبدالواحد موسوي لاري در گفت و گو با خبرنگار فارس در كرمان در مورد اينكه آيا نمايندگان اصلاح طلب در صورت راهيابي به مجلس و بروز مشكلات مانند دوره قبل باز هم استعفا خواهند كرد يا نه تصريح كرد: استعفاي نمايندگان اصلاح طلب به چگونگي عملكرد دستگاه نظارت و اجرا بستگي دارد. وي همچنين در مورد ميزان حضور زنان در ليست انتخاباتي اصلاح طلبان با بيان اينكه اصلاح طلبان به همه شايستگان فرصت حضور خواهند داد، گفت: ما به آنها گفته ايم كه پيشنهاداتتان را ارايه كنيد. موسوي لاري در مورد ارزيابي خود از انتخابات نيز گفت: ما اميدواريم كه انتخابات خوبي را در پيش رو داشته باشيم. وي با بيان اينكه روند رد صلاحيت ها در انتخابات مجلس هشتم مثل دوره قبل نخواهد بود در مورد حزب اعتماد ملي و جدايي يا اتحاد آن با اصلاح طلبان گفت: اعتماد ملي با اصلاح طلبان يكي است و ما در اكثر جاها داراي يك ليست يكسان هستيم. عبدالواحد موسوي لاري به منظور حضور در مراسم جشن ميلاد حضرت رضا(ع) كه توسط اصلاح طلبان استان كرمان برگزار شده به اين استان سفر كرده بود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اختصاصی صحبت نو : من در سال 1327 در اوز به دنیا آمدم. دوره ی ابتدایی را در مدرسه بدری طی کردم. در آن موقع ساختمان مدرسه دارای دو قسمت قدیمی و قسمت جدید تر بود. آنچه از مدرسه به یاد دارم قسمت قدیمی مدرسه بدری بود. تا آن جا که من یادم است، در وسط ساختمان یک هشتی وجود داشت و روی هشتی یک گنبد ضربی، البته گنبد فرو ریخته بود. احتمالاً در زمان ساخت مدرسه ساختمان با شکوهی بوده . حیف که آن قسمت را از بین بردند. گرچه الان ساختمان این مدرسه کلاً نوسازی شده و دارای امکانات و سالن ها و فضای مناسبی است، اما به جا ماندن ساختمان قدیمی ترین مدرسه اوز و شاید از جمله قدیمی ترین مدارس منطقه ، ارزش معنوی بیشتری داشت. به هر جهت دوره ابتدایی را همراه با بسیاری دیگر در آن مدرسه گذراندیم. بعد به دبیرستان هوشیار رفتم. سپس مدتی به دوبی رفتم، شاید یک سال یا دو سال. بعد برای ادامه تحصیل به شیراز رفتم و دو سال بعد در کلاس های یازدهم و دوازدهم به اصفهان رفتم، از اصفهان دیپلم گرفتم . دوره سربازی را با درجه گروهبانی «دیپلم وظیفه» در سنندج و سپس در زاهدان گذراندم. بعد به تهران رفتم در مخابرات «تلفن» استخدام شدم. دوره های تکنیسین و مکانیک تلفن را توسط کارشناسان زیمنس آلمان آموختم. خوب فکر می کنم این ها همه کوششی است که پیش می آید و بعضاً هم آدم دوست ندارد که آن را ادامه دهد. وقتی آدم به گذشته نگاه می کند می بیند خیلی کارها را نباید انجام می داد و خیلی کارها هم که انجام نداده باید انجام می داد. خوب در صحبت هم بهتر است این را، رها کنم و دوباره بر گردم به آن چیز مورد علاقه یعنی کاریکاتور و نقاشی. اولین بار در مدرسه بدری بود. در آنجا دانش آموزی یک جعبه کوچک با مقوا درست کرده بود و مثل شهر فرنگ طرح ها و نقاشی هایی را که از کتاب چید ه و روی نواری کاغذی چسبانده بود به وسیله دو میله که طومار کاغذی به دور آن جمع می شد به بچه ها نشان می داد و به عنوان مزد یک «برگ کاغذ» می گرفت. آن موقع از تلویزیون و سینما خبری نبود، احتمالاً اگر در اوز امکاناتی بود، آن دانش آموزان هم اکنون یکی از باسابقه ترین انیمیشین سازهای اوز به حساب می آمد. من به آن دانش آموز پیشنهاد کردم که برایش داستان های قدیمی را به صورت طومار مصور کنم و مدتی مشغول این کار شدم. همیشه هم در این فکرم که آن دانش آموز چه کسی بود؟ می توانم بگویم اولین جرقه کار حرفه ای من در تصویر سازی بود. از آن تاریخ به بعد طراحی می کردم و به کاریکاتور علاقه داشتیم و آن چیزی که به صورت دراز مدت آرزوی آن را داشتم، حرفه ای کار کردن در نشریات طنز و فکاهی ایران بود. سال ها کاریکاتور کشیدم. بسیاری از آنها را کسانی از مجموعه هایم برداشتند و حتی من کپی آنها را هم ندارم، اما بالاخره با نشریات طنز و فکاهی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شروع به کار کردم. از جمله نشریات سال 1358 و 1359 بعد از آن با نشریه فکاهیون ، سپس مدت چندین سال با نشریه خورجین کار کردم و تقریباً همه کار آماده سازی مجله خورچین را به جای سردبیر انجام می دادم. نهایتاً گل آقای هفتگی منتشر شد و از اولین شماره گل آقا با این نشریه همکاری داشتم. تاکنون با نشریات متعددی همکاری کردم و ده ها هزار کاریکاتور و مطلب را چاپ کردم. چندین دفعه از جمله کاریکاتوریست ها برگزار کننده دو سالانه بین المللی کاریکاتور تهران بودم و نیز چندین بار از اعضای هیأت انتخاب آثار در چندین نمایشگاه داخلی و بین المللی داور، تعدادی کتاب را با موضوعات گوناگون مصور کردم ، تعدادی را خودم نوشتم و مصور کردم و صدها مقاله درباره «طنز و کاریکاتور» در نشریات تخصصی ویژه این کار نوشتم. چون بچه های من هم در کاریکاتور و کارتون علاقه مند بودند، سر جمع می توان در حدود 60 جایزه داخلی و بین المللی را در خانه ما یافت. این تقریباً ثمره نزدیک به سی سال کاری است که من در مطبوعات به صورت حرفه ای انجام دادم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:5 توسط
|
|
||