|
|
|
|
|
از طرفی دیگر، زمینی به وسعت ۴۸۰۰ متر واقع در خیابان گلزار شهدا توسط دکتر محبی و نمایندهی ایشان حاج اسدالله فانی لاری جهت ساخت کتابخانه جدید به نام ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی از زمین شهری در سال ۱۳۷۴ تحویل گرفته شد. ساخت ساختمان جدید را هم خود آقای محبی متقبل شدند ولی به دلیل اینکه پروژه ورزشگاه شروع به کار کرد، ساخت کتابخانه به تاخیر افتاد. اکنون دو قطعه زمین در اختیار کتابخانه عمومی است: محل ساختمان تخریبشدهی قدیمی و زمین واقع در خیابان گلزار شهدا. با هماهنگیهایی که توسط دکتر فتحی رئیس شورا و صلاحی عضو شورا صورت گرفته، قرار است دکتر محبی ساخت کتابخانهی عمومی را در مکان قبلی کتابخانه متقبل شوند. زمین واقع در خیابان گلزار شهدا نیز به عنوان طرح نیمهتمام و تکمیل پروژه ساخت کتابخانه عمومی طی نامهنگاریها با استانداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی جدید به دولت معرفی گردیده است و این پروژه هم تحت بررسی است. آینهافروز افزود: امیدواریم که شهر گراش هر چه زودتر صاحب دو کتابخانه عمومی در دو نقطه از شهر به صورت همزمان گردد. مکاتباتی نیز با بخشداری گراش و فرمانداری لارستان و نماینده ی محترم مردم لارستان صورت گرفته است که در همین جا خواهشمندیم مسئولین مربوطه در ساخت کتابخانه عمومی هر چه سریعتر اقدام نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:34 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
زینالعابدین مهرابی : حاج عبدالله مهرابی سنی بیش از هشتاد و هشت سال دارد، پای صحبت او دربارهی زندگی و فرهنگ مردم و شیوه زندگی و کسب درآمد در زمان قدیم نشستیم.
حاج عبدالله فرزند حسن است. حسن در جوانی بینایی خود را از دست می دهد ولی به نقل دارای شنوایی بسیار قوی بودهاست که حتی یکبار از طریق گوش خود توانسته بود محل لانه زنبورعسل را در منطقهایی که عبور میکرده پیدا کند. این حسن نیز فرزند محراب است که این هم خود حکایتی دارد. حاج عبدالله میگوید که در جوانی به خاطر شرایط بد اقتصادی کشور و وجود جنگ جهانی دوم و قحطی که در منطقه بود زحمات زیادی کشیده. در گذشته شغل او به فراخور فصل و شرایط تغییر میکرده، در فصل زراعت بیشتر وقت خود را صرف کار زراعت و در موقعیت دیگر به باروت سازی، هرس نخل، کاشت نخل، حکایتهای میرشکار
حاج عبدالله میگوید اگرتاجری اطلاع پیدا میکرد میر شکار قافله به راه انداخته آن قدر سفارش حمل بار به آنها زیاد میشد که گاهی تعداد مالهای حمل بار (خر و قاطر) به صد راس هم میرسید این هم به خاطر اطمینان از به سلامت رسیدن بارها واموال از دست دزدان وراهزنان بود. بخصوص دزدان اطراف کوهای بیخه (لامرد و مهر) که بسیار خطرناک و بیرحم بودند. قافله بیشتر مسافرانی که به منطقهی حوزه خلیج فارس میرفتند را همراه با بارشان از گراش به آنجا میبرد. از سوی دیگر آنها بارهایی را که توسط لنجها به بندر چارک میرسید به گراش حمل میکردند. این کالاها بیشتر شامل برنج، شکر، پارچه، ادویهجات وگاهی هم وسایل منزل بود. او در یکی از خاطرات خود میگوید که در یکی از سفرها میر شکار مرا خواست و گفت که به خاطر ناامن بودن منطقه شما جلوتر از قافله حرکت کن و اگر به چیزی مشکوک شدی با یک علامت بمن اعلام کن. در طول سفر یک لحظه که من حرکت میکردم به چیزی مشکوک شدم و میرشکار سریع خودش را با اسب خود به من رساند، با دوربین نگاه کرد متوجه شد که کل کوه در تسخیر راهزنان است. تعدادشان به حدود ۲۵ نفر میرسید و همه آنها مسلح و ترکزبان بودند. سریع میر شکار به تفنگچیها دستور داد که در موضعی مستقر شوند و گفت که من با حاج عبدالله به سراغ سران راهزنان میرویم و همین کار را کردیم. ابتدا راهزنان به محض مشاهده ما شروع به تهدید کردند، ولی سران راهزنان از دور میرشکار را شناختند و در یک لحظه حساب کار خود را کرده و دستور سکوت و عدم تیراندازی دادند. بعد از مدتی به نوعی مذاکره، با دستور میرشکار چند راس میش کوهی را که شکار کرده بودیم به همراه با مقداری کال به آنها دادیم. با این تدبیر میرشکار از جنگ و خونریزی جلوگیری شد که این حرکت میر شکار شاید همان سمبل و نماد صلح طلبی و اخلاق مداری گراش و گراشی باشد. این کار نه از موضع ضعف بلکه دقیقاً از موضع قدرت و برتری تیراندازهای گراشی بود.حس انساندوستی و ایمان این افراد به آنها اجازه نمیداد که دست به خونریزی بزنند خوب شاید شرایط بد اقتصادی و فقر و قحطی و همچنین عدم مهارت تیر اندازی این تفنگچیها به حدی بود که در سراسر منطقه مشهور بود تا جایی که یک بار میرشکار باری را از چارک برای تاجری لاری برده بود که مسئول اداره امنیه (کلانتری وقت) که البته کاملاً از فعالیت و کار میرشکار شناخت داشت حالا یا از روی حسادت و یا به طور غیر مستقیم درخواست رشوه کرده بود. میر شکار زیر بار نرفته بود. در بین راه با کمین و گماشتن سربازان تحت امر در محل حرکت قافله در یک شب جمعه با تفنگچیهای میرشکار درگیر میشوند. جالب است که امنیههای آن زمان دست کمی از راهزنان نداشتند. به هر حال درگیری سختی رخ داد ماه در آسمان نبود و دید کافی وجود نداشت،تیرگی شب همه جا را فرا گرفته بود تیراندازی شدید بود که ناگهان صدایی بلند شد که سروان تیر خورد و درگیری تمام شد. صبح که شد به نقل از خودش متوجه شدیم میر شکار به خاطر نبود دید کافی از روی جهت صدای سروان که به سربازانش دستور میداده تیری شلیک کرده و درست به پای او اصابت کرده. حاج عبدالله به یاد دارد که بعد از مداوا این سروان با هلیکوپتر از تهران آمد به لار فقط برای دیدن میرشکار و میگفت من باید حتماً چنین تیر اندازی را ببینم و البته میر شکار هم دعوتش را پذیرفت. برکهها و نخلهابه مرور زمان حاج عبدالله و میر شکار دست از این حرفه برداشتند و یا به نوعی دیگر در گراش کسی حاضر نبود به چنین شغل خطرناکی ادامه دهد و حاج عبدالله خود را به حرفه بنایی مشغول ساخت و به تدریج به یکی از معروفترین اوستا بناهای گراش بدل شد و البته برادر کوچکتر خود یعنی حاج تقی مهرابی نیز همین شغل را برگزیده بود. آنها در کار ساختمانی و همچنین برکهسازی مهارت فراوانی بهدست آوردند که خود حاج عبدالله میگوید خانههای زیادی به سبک و معماری گراشی ساخته است. همچنین در برکهسازی فعالیت چشمگیری داشته و شاید قریب به بیست برکه در منطقه ساخته است. برکه با مصالحی مانند سنگ، ساروج و مقداری گچ و این اواخر هم سیمان ساخته میشد. او میگوید: اگر گود برداری تمام شده بود من در یک هفته دور چینی برکه همراه با سقف گنبدی شکل آن را تمام و کمال تحویل خیر و بانی برکه میدادم. خوب شاید شکل و فرهنگ کار ساختمانی با الان کمی متفاوت بوده و مثل زمان حال نبوده که کارگران لحظه شماری میکنند که زمان کاری تمام شود و زودتر به خانه بروند. بلکه در گذشته بیشتر صاحب کار معمولاً سه وعده غذایی آماده میکرده است. صبحانه بیشتر نان تنور با مهوه، حلوا ترکی، نان پلئزی، خرما و ارده بود. نهار بیشتر آبگوشت بوده با نان تنور گرم و یا فتیر و شام چلو خورشت غذای معمولی بود. در پایان کار هم صاحب کار هدایای فراوانی به معمار و استاد بنا پیشکش میکرد. حاج عبدالله در باغداری و نخیلات هم دستی داشته به همین خاطر نخلستان نسبتاً بزرگی دارد که این اواخر بخش مرغوب آن که مجاور جاده اصلی گراش و لار بود را فروخت و توانست مدرسه ابوریحان را خریداری کند و به آموزش و پرورش اهدا نماید. نام این مدرسه به شاهد تغییر یافت. ایشان این کار خیر را توفیقی از طرف خداوند میداند و رضایت قلبی خود را از این کار خیر بیان میدارد. حاج عبدالله گاهی بهیاد ندارد که دچار سستی و تنبلی شده باشد و خودش میگوید من از کار خسته نمیشوم بلکه از یکجا نشستن خسته میشوم و گاهی هم که با خانواده به صحرا میرود حاضر به نشستن نمیشود. با وجود این که چند سال قبل تمام مسئولیت این درختان را به فرزندان خود واگذار کرده با رسیدگی به نخلها و درختان خود را مشغول میکند در روزی که نخلهای زمین فروخته شده توسط صاحب جدیدش قطع شد چنان ناراحت بود که گویی عزیزی را از دست داده است. شاید هم حق با او باشد که عمر و جوانی خود را صرف رسیدگی به این نخلها کرده و در سرمای زمستان و گرمای تابستان با دول بزرگ و کندر که بر دوش میکشیده به این درختان آب داد و حال دل کندن از آن برایش مشکل است. تا این اوخر سفارش به رسیدگی به نخلها میکند و برای این که اهمیت نخل را برساند میگوید که خداوند باقی مانده خاکی که انسان را از آن آفرید به نخل تبدیل کرد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:40 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
سیدعلی مجلسی: خیابان تمیز محلهای چندان قدیمی نیست. خیلیها آن را هنوز به نام محلهی نو یا به گویش گراشی «محله نِه» میشناسند. پایین محلهی پاقلعه و پاسگاه قدیم خیابان تمیز قرار دارد و محله نو به شکلی مثلثی بین خیابان تمیز، بولوار سرداران و بولوار سپاه قرار گرفته است. به گفتهی یکی از اهالی در زمان شهرداری ابراهیم مهروری، شهرداری از خانوادههای تمیز درخواست میکند که برای کشیدن خیابان از منازل و زمینهای خود عقبنشینی کنند و برای این کار قول میدهند که این خیابان را خیابان تمیز بنامند، اما بعدها ظاهراً این قول زیر پا گذاشته شده و این خیابان به نام خیابان شهید رجایی نامگذاری میشود. از این رو خانوادهی تمیز نیز کمی از این قضیه دلگیر شدهاند، هرچند هنوز در بین مردم گراش همان خیابان تمیز شناخته شدهتر است. محله در قدیم نخلستانهایی متعلق به افراد مختلف بوده و آب بارانهای فصلی از طرف کوه سرخ (کوی دانشگاه فعلی) به این سمت راهی میشده است. در عرف مالکین قدیم محلهی بنیاد فعلی پیزاب نخلستانهای این محله بوده است. در حال حاضر اکثر این نخلستانها به منازل مسکونی و خیابان تبدیل شده است محله دیگر از محلات مرکزی شهر محسوب میشود.
توسط رودخانهای به نام رودخانهی ( مِن خَره) آبهای باران از دامنههای کوه سرخ به این محل میرسید. تنها آثار باقی مانده از این رودخانه در بولوار کوثر به طرف محلهی تمیز مشاهده میشود که توسط پلی از زیر خیابان کمربندی عبور میکند. خیابان تمیز، خیابان اصلی شهر را به کمربندی متصل میکند و از این جهت اهمیت زیادی دارد. طرح و اقدامات اولیه برای خیابانکشی در این محل در زمان شهرداری ابراهیم مهروری شروع شد که مدتی متوقف شد و سپس در زمان ریاست مهندس مظفری این طرح پایان یافت و کار آسفالت و خیابانکشی صورت گرفت. این روزها کمکم خانههای دو سوی خیابان نوسازی میشود و مغازههای این خیابان رونق میگیرد. از خانوادههای قدیمی ساکن این محل میتوان از خانوادهی حجت الاسلام والمسلمین مرحوم آقارضا معصومی، شکرالله فرجی، حاج محمدعلی آذرکیش، فرجالله تمیز وخانوادههای فتحی، نوشادی خواجهپور و جعفریان نام برد. موازی با خیابان تمیز، خیابان شهید رسولنژاد قرار دارد. چندی پیش این خیابان با همکاری مردم و شهرداری آسفالت شد و مردم این خیابان وضعیت بهتری پیدا کردند هر چند که هنوز هم با مشکلاتی روبهرو هستند.
جوانی که با وی هم صحبت شده بودیم گفت: ما چند سال است برای رفع این مشکل به خصوص این نخلستان که صاحب آن قطعی نیست به شهرداری و شورای شهر مراجعه کردهایم هم به شهردارهای قبلی و هم آقای قائدی و شورای شهر فعلی، متأسفانه در گذشته هیچ اقدام مفیدی برای رفع این مشکل صورت نگرفت اما چندی پیش با مراجعهی اهالی به شهرداری و شورا، جلسهای تشکیل شد که شورا پیشنهاد داد اگر مردم همکاری کنند این مشکل را حل خواهند کرد. مبلغی که برای رفع این مشکل بیان شد ۱۴۰ میلیون تومان بود که به صورت ۵۰ و ۵۰ بین شهرداری و مردم تقسیم شود. ما برای پرداخت این مبلغ مشکلی نداریم ولی چه تضمینی وجود دارد که بعد از این کار هم باز مشکل به صورت کامل حل شود زیرا این نخلستان مالکیت درستی ندارد. در میان صحبتهای این جوان یکی دیگر از اهالی که در کنار ما بود گفت: البته چند وقت قبل شهردار جدید یک سری کارهایی برای بهتر شدن این مشکل انجام داد. زیرا در موقع بارندگی مشکلات زیادی گریبانگیر مردم بخصوص منازل اطراف این قسمت میشد. ولی باز این اقدامات اگر چه خوب بود و دستشان هم درد نکند ولی این موقتی است و بعد چند مدت باز روز از نو روزی از نو خواهد شد.
با فردی به نام علی هم صحبت شدیم که شغلش آزاد بود و میگفت در همین شهر مغازه دارد نکتهی جالب در بین صحبتهایش این بود که وقتی پرسیدیم چه مشکلاتی دارید؟ گفت: مشکلات؟! ما ده سال است داریم در مورد مشکلاتمان نه حرف بلکه فریاد هم میزنیم و کسی به دادمان نمیرسد. الان با آمدن شهردار جدید که واقعا هم دستشان درد نکند چهرهی شهر را زیبا کردهاند و خوب تلاش میکنند بگذارید حالا که تشریف آوردهاید به جای بیان مشکلات چند پیشنهاد بدهم، والا نمیدانم هم اثری دارد یا نه. آیا شهردار و مسئولین این حرفهای ما را میخوانند یا نه، از آنها تقاضا دارم اگر این مطالب را میخوانند و فریادهای ما را شنیدند لطف بکنند از همین روزنامه هم پاسخ ما را بدهند متشکر خواهیم شد.
۲. مشکلات آب و فاضلاب محل که بیشتر مواقع در یک محل جمع میشود و مشکلات بهداشتی به وجود میآورد. ۳. همهی محلههای جدید شهر دارای یک پارک کوچک محلی هستند یعنی ما جزء مردم این شهر به حساب نمیآییم که حتی در کل این محل و محلههای قدیمی اطراف حتی یک پارک محلهای کوچک برای تفریح فرزندانمان وجود ندارد؟ پیشنهاد من این است که یکی از نخلستانهای هنوز تخریب نشده خریداری و با همان شکل نخلستان به پارک تبدیل شود. از کوچههای محله که میگذریم هنوز میشود در برخی نقاط نخلهایی را دید که آخرین روزهای عمر خود را میگذرانند. مسیر آب آنها بسته شده است و خیابانها نفس آنها را گرفتهاند. محله تمیز نام قشنگی دارد. اما در کوچهها کمتر میشود نشانی از این نام پیدا کرد. برخی از کوچهها هنوز خاکی است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:27 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبتنو: حوزههای رایگیری دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در شهر گراش همانند انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی است. حوزه کانون فرهنگی آینده سازان (فانیِزاده) در محل سابق بخشداری واقع در بلوار سپاه حوزهای که امسال به محلهای رایگیری افزوده شده است. یک صندوق سیار نیز به مجموع حوزههای رایگیری افزوده شد تا تعداد حوزههای رایگیری از 25 حوزه به 27 حوزه افزایش یابد. سایت گراش من به نقل از اطلاعیه بخشداری حوزههای رایگیری این دوره انتخابات را اعلام کرده است: شعبه شماره يك واقع در شهر گراش به نشاني بلوار جانبازان دبستان بانو حقاني. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 0:3 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: قاسم زارعی فرزند حسن در تماس تلفنی با صحبت نو اعلام کرد کامنتها و نظراتی که به نام او نوشته میشود متعلق به او نیست و قضیه را از تمامی راههای ممکن پیگیری میکند. قاسم زارعی در این تماس گفت، به من خبر رسیده است که مدتهاست در برخی وبلاگها به نام من نظراتی نوشته میشود و در آن نام و نام خانوادگی و حتی نشانی محل کار ذکر میشود. اما هیچ کدام از این کامنتها متعلق به من نیست. وی گفت: در حال پیگیری قضیه از طریق مراجع قضایی هستم. اما تعجب من از این است که چرا کسی باید اقدام به این کار اقدام کند. زارعی از وبلاگها خواست که توضیحات وی را منتشر کرده و کامنتهایی را که با نام جعلی او درج شده است پاک نمایند. همچنین اگر کسی اطلاعات شخصی و فنی درباره عاملین این اقدام دارد با او تماس بگیرد. صحبتنو در میان کامنتهای وبلاگ خود نظری را پیدا نکرد که با نام قاسم زارعی منتشر شده باشد. اگر خوانندگان وبلاگ به موردی برخورد کردند خواهشمند است ما را مطلع کنند. .............................................. آقای قاسم زارعی عذر خواهم و شرمسار ناشناس از شیراز با سلام به مدیریت وبلاگ هماگونه که می دانید در فضای مجازی اینترنت معمولا از نام مستعار استفاده می شود که گاهی اوقات تشابهات اسمی نام افراد خاصی را به ذهن متبادر میسازد و بنده ام نیز بدون سو نیت از نام مستعار زارعی و برای رد گم کردن بیشتر ازکلمه عکاسی استفاده نموده ام لذا چنانچه باعث ناراحتی کسی شده ام اول از خدای خود طلب عفو دارم سپس عاجزانه از اقای زارعی طلب گذشت می نماییم و مطمینان در صدد جبران به نحو مقتضی خواهم شد هرچند مسولیت مطالب سایت به مدیریت سایتها برمیگردد وشناسایی نویسندگان عملا غیر ممکن است ولی با این وجود یک باردیگر از آقای زارعی پوزش می طلبم و ازان سایت محترم تقاضا دارم که در صفحه اول وبا تیتر درشت قرار دهید وکسانی این آقارا می بینند و میشناسند به ایشان اطلاع دهند تا رفع کدورت گردد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:30 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: بعد از روزنامه ایران، خبرگزاری فارس نیز از دستگیری نجفی خبر داد.
خبرگزاری فارس در گزارشی از یک نشست دانشجویی از قول عباس سلیمی نمین از دستگيري مقام سابق دانشگاه آزاد به اتهام 200 ميليارد كلاهبرداري خبر داد. او در گفتههای خود به روزنامه ایران استناد کرده است. خبر دستگیری نجفی که در ایران منتشر شده بود از سوی فرماندار لارستان و نماینده مردم لارستان و خنج در مجلس تکذیب شده بود. با توجه به منبع خبری و اختلافات موجود میان عباس سلیمی نمین و عبداله جاسبی این جلسه نیز در این مورد تشکیل شده بود و تحول تازهای در پیگیری پرونده بحران اقتصادی گراش ایجاد نشده است. در این میان دو گمان وجود دارد اول این که سلیمی نمین به منابع خاص اطلاعاتی دسترسی دارد و یا این که این گفته حاصل یک سهو و عدم دقت است و سلیمی نمین نمیخواهد از فراری بودن نجفی سخن بگوید و سوالهای تازهای را بیافریند. هر چند احتمال دوم پر رنگتر است و این مساله بیشتر به درگیری سابقهداری سلیمینمین و جاسبی بر میگردد تا پیگیری بحران گراش با وجود این بد نیست بخشهایی از خبر خبرگزاری فارس را بخوانید: خبرگزاري فارس: مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران گفت: رئيس سابق دفتر فرهنگ دانشگاه آزاد كه از حمايت جاسبي برخوردار بود به اتهام 200ميليارد تومان كلاهبرداري دستگير شده است. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، عباس سليمينمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران عصر امروز در نشستي به عنوان بازخواني يك پرونده پس از يكسال كه از سوي دفتر تحكيم وحدت و اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل در آمفي تئاتر مركزي اين دانشگاه برگزار شد گفت: اسناد و مدارك گواه بر اين است كه جاسبي با سوءاستفاده از دانشگاه آزاد و به نام اين دانشگاه، ملكهايي را براي خود و همسرش غصب كرده است.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 20:56 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: امام جمعه گراش، احتمال بروز تنش و حفظ حریم نماز جمعه را دلیل تصمیم خود برای لغو سخنرانی علیاصغر حسنی دانست. جمعه چهارم اردیبهشتماه قرار بود علی اصغر حسنی نماینده مردم لارستان و خنج برای اولینبار پس از آغاز بحران اقتصادی، در نماز جمعه گراش سخنرانی کند. اما این سخنرانی با وجود حضور حسنی در نماز با تصمیم امام جمعه شهر برگزار نشد. پیش از این نیز چندین بار اعلام شده بود که حسنی در نماز جمعه حضور سخن خواهد گفت اما این گونه نشد تا نماینده مردم در حسینیه حضرت زینب(س) که توسط خودش ساخته شده است، سخن بگوید و آن گونه که پیشبینی میشد سخنان او ناتمام بماند. حجت الاسلام و المسلمین حلاجی امام جمعه گراش در گفتگو با خبرنگار صحبتنو گفت: به دلیل احتمال تشنج و برخورد، سخنرانی علیاصغر حسنی در نماز جمعه برگزارنشد. وی درباره روند تصمیمگیری درباره این موضوع گفت: این تقاضا از ما و ستاد نماز جمعه شد که در جلسه هم افرادی مخالف بودند و هم موافق که من از جمله مخالفان بودم. زیرا با توجه اهمیت مساله هر کجا که اعلام میشد مردم میآمدند و ضرورتی برای صحبت در نماز جمعه وجود نداشت. از سوی دیگر احتمال تنش نیز وجود داشت و نماز جمعه نهادی منتسب به رهبری است و حریم آن باید حفظ شود. آقایان گفتند بنشینیم و با آقای حسنی صحبت شود. در شب جمعه جلسه گرفتند و آقایان تصمیم گرفتند که آقای حسنی بیاید برای تبریک سال نو و در مورد مسائل اقتصادی صحبت نشود و بعد از ظهر در محل دیگری صحبت شود. گفتند که اگر حساب شده باشد تنشی پیش نمیآید. حاجآقا حلاجی درباره دلیل لغو سخنرانی در صبح جمعه گفت: «حدود دو ساعت قبل از نماز، مجموعه خبرهایی که از شهر میرسید حاکی از نوعی ناامنی فکری بود. برخی شواهد هم بود مثل آتش زدن یک خودرو، دعوت از کسانی برای سخنرانی در تالار ستاره و یا این که هیات امنا حسینیه اعظم و حسینیه چهارده معصوم نیز با سخنرانی عصر مخالفت کردند. از سوی دیگر از مسئولین بالا نیز تماس گرفته شد و اعلام زنگ خطر شد. از مجموع این اخبار برداشت من این بود که حتی اگر صحبت مسائل اقتصادی نباشد هم ممکن است مشکلی پیش بیاید. امام جمعه گراش در جواب این که آیا لغو سخنرانی تصمیم خود وی بوده است گفت: «از مقامات بالا گفتند اختیار با خودت است ولی ما صلاح نمیدانیم. این مساله با توجه به اخبار داخل شهر و گوشزدهای مقامات بالاتر تصمیم خودم بود. کوچکترین برخوردی در نماز جمعه به سرعت در سایتهای و خبرگزاریها منعکس میشود و اصلاً به صلاح نبود.» |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 19:55 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: علیاصغر حسنی نماینده مردم لارستان و خنج از رییس مجلس شورای اسلامی برای حل بحران اقتصادی گراش تقاضای کمک کرد. حسنی در نامه 25 فروردینماه به لاریجانی روند کلاهبرداری در گراش را تشریح کرده است. همچنین در این نامه حسنی به متواری بودن نجفی تاکید کرده است. متن نامه را در ادامه مطلب بخوانید: برادر بزرگوار جناب آقاي دكترلاريجاني رياست محترم مجلس شوراي اسلامي با سلام وتحيات احتراما، پيرو مذاكره حضوري به استحضار ميرساند فردي به نام سعيد نجفيزاده فرزند محمدرضا در سال 87 با جلب اعتماد تعدادي از شهروندان و درنهايت بهصورت معالواسطه بنحو زنجيرهاي از طريق سرمايهگذاري تحت عنوان مضاربه معاملاتي صوري انجام داده و قريب چند هزار نفر از اهالي گراش كه بيشتر از قشر جوان ميباشند و با اعلام سود سرشار با پرداخت سودهاي مقطعي، افراد را به عوائد بالا اميدوار ساخته و در پي جلب اعتماد اين افراد مبالغ كلاني را كلاهبرداري نموده است. به طوري كه بعضي از افراد تمام هستي و دارايي خود و تعدادي نيز با اخذ وامهاي سنگيني از بانكها در قبال سپردن اسناد منازل خود به حساب واسطهها و درنهايت حساب مشاراليه واريز نمودهاند و نامبرده پس از دريافت مبالغي متجاوز از حدود يكصد و پنجاه ميليارد تومان متواري گرديده و حتي مشخص شده كه نامبرده علاوه بر شهر گراش در ساير نقاط كشور ازجمله تهران نيز به همين نحو كلاهبرداري كرده كه مبالغ آن مشخص نيست و محرز شده تمام اقدامات نامبرده دروغين و منحصراً قريب و كلاهبرداري بوده است و هماكنون نيز با پيگيريهاي بهعمل آمده پروندهاي در دادسراي عمومي و انقلاب لارستان و دادسراي ناحيه سه ونك(تهران) تشكيل گرديده وتمام مالباختگان دعوي شكايت نمودهاند و طي نامه شماره 13006 مورخ 23/11/87 به رياست محترم قوه قضائيه تقاضاي تشكيل دادگاه ويژه و طي نامه شماره13006مورخ 24/11/87 به وزير محترم اطلاعات تقاضاي پيگيري اين مسئله را نمودهام كه با حكم دادسراي لارستان تعدادي از افراد مرتبط با نامبره توسط اداره آگاهي تهران دستگير شدهاند الا شخص مورد نظر تاكنون متواري است. با توجه به بروز بحران شديد اقتصادي براي هزاران خانواده مالباخته كه به شدت تحت فشار رواني و استرس قرار دارند و هرلحظه امكان بروز درگيري و تنش وجود دارد و افراد مالباخته چكهايي كه توسط واسطهها به عنوان تضمين به آنها پرداخت نمودهاند به دادگاه ارائه و قاضي محترم نيز بالاجبار و برابر قانون اقدام به جلب و زنداني كردن آنها نموده كه وضعيت نابهنجاري را به وجود آورده و بانكها نيز درقبال وامهاي داده شده به متقاضيان اخطار و بعضا شكايت نمودهاند كه اين امر نيز بر بحران افزوده است. حتي موارد متعددي از خودكشي نيز گزارش شده كه خوشبختانه با عكسالعل به موقع مسئولين جلوگيري به عمل آمده است. ضمن تشكر وقدرداني از پيگيريها و اقدامات مسئولين محترم استان و شهرستان بهخصوص دستگاه قضائي كه اقداماتي انجام پذيرفته است ولي متاسفانه علي رغم اقدامات انجام شده نتيجهاي تاكنون حاصل نشده است، لذا از حضرتعالي استدعا دارد براي احقاق حقوق مردم و حل بحران مذكور در منطقه ترتيبي اتخاذ فرمائيد تا مساعدت لازم بعمل آيد. قبلا از عنايتي كه ميفرمائيد سپاسگذارم و موفقيت و سلامتي همه خدمتگذاران صديق نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از خداوند بزرگ مسئلت دارم. ومن الله توفيق علياصغر حسني |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 16:0 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
دوست گرامي جناب دكتر محموديان با درود و سپاس از بذل توجهتان، چند نكته را يادآور مي شوم: 1. سخن من از جنس موعظه و وعظ و منبر(كه چنين مباد) نيست، تا از گفتار بزرگان دين وعرفان مايه بگذارم. از جنس مقاله و طنز هم نيست، هر چند ممكن است درآن رگه هايي از طنز(آن هم طنز تلخ) به چشم آيد. آنچه مي خوانيد خاطرات و يا گزارش كسي است كه كودكي و نوجواني اش را در دهه هاي 30 و 40 شمسي در يك خانواده ي روحاني در لار سپري كرده است. به اين اميد كه واگويه اي باشد از دردهاي فروخفته ي توده هاي مردمي خونگرم و مهربان كه يادآوري گاه و بي گاهش جان وروانم را مي آزارد. كه در چه حال وروزي به سر مي بردند! 2. در هرزباني واژه هاي يافت مي شود كه در زبان ، فرهنگ و سنت اقوام ديگر ممكن است مفهومي متفاوت داشته باشد. و ازجمله آن مي توان به واژه خانم، قيچي، نيك و بسياري از اين دست اشاره كرد. واژه خانم اگر به طور مطلق و يا بدون قرينه به كاربرده مي شد، شايد سخن شما به جا بود. اما كاربرد آن با قرينه(پس از اين خواهم گفت) و يا همراه با نام بانوان، مفهوم ناشايستي را القا نمي كند. به ويژه اينكه در دهه هاي 30و40 شمسي و پيش از آن اين واژه به يمن گشايش مراكز فرهنگي در لار و رشد فرهنگي مردم، بار منفي خود را كم كم از دست داده و يا كمرنگ شده بود. بانواني در لار مشغول به كار بودند كه پيش از نام آنان واژه خانم آورده مي شد مانند خانم حقدان، خانم حقيقي يا خانم يزداني(آناني كه به سن وسال من باشند مي دانند كه به كدام بانوان فرهيخته اي اشاره مي كنم). 3. اين برداشتي كه شما روي آن انگشت گذاشته ايد از اين بخش خاطراتم بر نمي آيد. زيرا سخن از به گردش رفتن خانواده ي يك روحاني سرشناس در لار به همراه دروهمسايه، دوستان وآشنايان بي بي(مادرم) و خواهران و يكي دو خانم از خانم هايي كه در منزل كار مي كردند، است. كودك يا نوجوان اين خانواده اينك، از آن دوران گزارشي مي دهد كه فكر نمي كنم چنان پنداري به ذهن خواننده ي كنوني لاري و لارستاني خطور كند. مگر آنكه خواننده خود مشكل داشته باشد. 4. تلاشم بر اين است تا دراين خاطرات از كساني نام برده و سپاس گزارم كه به قول جعفر شهري در"شكر تلخ" بي شناسنامه اند. مي آيند و مي روند و تاريخ درباره ي آنان گنگ است. به كارگيري واژه ي خانم پيش از نام بانوانشان ناچيزترين سپاسي و احترامي است كه مي توان به آنان داشت. با سپاس محمدحسن آيت اللهي
هم شهري ناديده مکرم جناب آقاي عبدالحميد غريب نواز مدير مسئول فاضل و محترم " روزنامه صحبت نو _ ويژه گراش " نوشته طنز و شيرين جناب اقاي سيد محمدحسن آيت اللهي در مورد گردش هاي نوروزي به همرام خانمي که هيچوقت نتوانست زندگي بي دغدغه و راحتي داشته باشد خواندم و لذت بردم . حيف دانستم که در تکميل و ستايش آن گله اي دوستانه نکنم که سيدي عزيز مقاله اي چنين زيبا بنويسند و در رابطه با آن از فرموده جدش پيامبر اکرم محمدبن عبدالله (ص) که « الدنيا سجن المومن و جنه الکافر » اسمي به ميان نياورند و پندار نيکوي عارفان بزرگ آمده در شعر عرفاني حافظ که « خرم آن روز کزين منزل ويران بروم – راحت جان طلبم و ز پي جانان بروم » به خوانندگان گوشزد ننمايند . ديگر اين که شايد بهتر بود آن مرحومه جنت مکان را با عنوان نديمه ، بانو و يا کدبانو و نه « يکي از اين خانم ها ... » معرفي مي کردند چون در فرهنگ لارستان کلمه ترکي " خانم " به صورت نامطلوب و ناپسندي بکار برده مي شود و لاري ها مخصوصا موقعي که صحبت از گردش و پيک نيک در ميان باشد از " خانم " برداشت دیگری می کنند . ارادتمند دکتر سعيد محموديان |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 12:42 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
محسن افشار : اگربه دنياي اينترنت سري بزنيد، مطالب زيادي را در رابطه با كاهش وزن پيدا ميكنيد. براي كاهش وزن، بعضيها دارو مصرف ميكنند وبعضيها قرص، بعضيها آنقدر ورزش ميكنند تا عرق كنند وبراين باورند كه با عرق زياد وزن انسان كاهش مييابد. بعضيها هم بدون اينكه ازحجم غذاهايشان كم كنند، فقط ورزش ميكنند، وبعضيها هم بالعكس، غذايشان را كم ميكنند ولي تحرك ندارند. اما بهترين راهي كه محققان وپژوهشگران پيشنهاد ميكنند اين است: تغذيه يا رژيم غذايي مناسب همراه با تحرك كافي. ما ميتوانيم براي كاهش وزن، بهجاي اينكه غذا را در سه وعده وبا حجم زياد بخوريم،آن را در وعدههاي بيشتروبا حجم كمتر مصرف كنيم.(كم بخور،هميشه بخور.) ورزشهاي ايروبيك بهخصوص پيادهروي بهترين راه كاهش وزن ميباشد. بعضيها فكر ميكنند كه همان پيادهروي عادي در كاهش وزن موثر است. اما اين تصور اشتباهي است. چرا كه پيادهروياي در درمان موثر است كه با سرعت وگامهاي بيشتري همراه باشد. سه تا چهار جلسه در هفته وهر جلسه سي تا شصت دقيقه پيادهروي بسيار مفيد ميتوند باشد. (حالا بگوئيد ورزش بهتر است يا رژيم؟
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 1:44 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
حسین محسنزاده: احتمالا آب ميوه سرد شده در بسياري ازكشورهاي جهان از جمله چين از 3000 سال پيش، ساخته شده و طبق اطلاعات وجود، روميهاي قديم از برف كوهها براي سرد كردن آب ميوه استفاده ميكردهاند. از آن تاريخ تا قرن هيجدهم ميلادي، مدارك زيادي در دست نيست، تا اين كه ماركوپولو اطلاعاتي در زمينه ساخت شيريني از شير منجمد(احتمالا نوعي بستني ميوهاي امروزي) را همراه خود از چين آورد. اين روش در ونيز مورد استفاده قرار گرفت و سپس در سرتاسر ايتاليا گسترش يافت. در ايران، بستني ابتدا به صورت سنتي و دستي و با عنوان «بستني زعفراني» تهيه ميشد. اين بستني درون ظرفي (بشكهاي) دوجداره درست ميشد. به اين صورت كه درون جدار داخلي، شير، خامه، شكر، ثعلب و زعفران و در جدار بيروني يخ و نمك ريخته ميشود، سپس بشكه را مرتبا تكان ميدادند تا بستني تهيه شود. اما امروزه اين صنعت توسعه فراواني يافته و تقريبا در تمام شهرهاي ايران به صورت صنعتي تهيه و مصرف ميگردد. تهيه بستني در ايران متداول نبود و ازقرن نوزدهم از اروپا به ايران انتقال يافت و متداول شد در حقيقت از سفر سوم ناصرالين شاه به اروپا، پلومبير نام محلي ييلاقي در فرانسه است كه بستني خوشمزهاي در آنجا تهيه ميشد و نام پلومبير يعني نوعي بستني كه با مخلفاتي همراه است از اين شهر منشا گرفته است. ميگويند در سال آخر سلطنت ناصرالدين شاه ساختن بستني در ايران متداول شد و معروفترين بستني فروش بعدي تهران يعني محمد ريش بستني خامهدار مخصوصي تهيه ميكرد كه در تهران مردم استقبال زيادي از آن كردند. اين بستني با ثلعب تهيه ميشد. يخ ونمك را در بشكهاي ريخته، داخل بشكه را شير ميريختند و با وسايل مخصوص و تمهيدات زياد و تكان دادن و چرخاندن ظرف از آن بستني تهيه ميكردند.بستني فروشيهاي دورهگرد به زودي در تهران پيدا شدند كه بستني را در همان محفظهها ميگرداندند و با نان مخصوص عرضه ميكردند. بستني خامهاي پر از گلاب و خامه و هل بسيار مايهدار وكشآمدني، كاملا سفيد مانند برف. لاي دو نان مخصوص، معروف به حصيري كه روزانه چند هزار دانه از آن به فروش ميرفت. سالها بستني به همان سادگي و رنگ شيري عرضه ميشد تا اين كه در حدود سال 1329 بستني ماشيني كاليفرنيا به بازار آمد و ذائقهها به آن عادت كرد. بعدها بستني زعفراني زرد رنگ نيز شهرت يافت. بستني به تدريج به صورت ليوان كاغذي عرضه شد اما بستنيفروشان سنتي از اين كار خودداري كردند. (و ميكنند) اكنون انواع بستنيها در ايران عرضه ميشود و البته بستنيهاي تهيه شده در كارخانههاي معروف كه پس از توليد در كاميون مجهز به سردخانه به فروشگاههاي انتقال يافته ودر يخچال فروشگاهها قرار ميگيرد فروش بسيار گستردهاي دارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:41 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
شماره 33 صحبتنو ویژه گراش در اولین روزهای سال 1388 منتشر شد. در این شماره میخوانید: با سرشاخهها چه باید کرد؟ شش روز در کویت: گزارشهایی از کار و زندگی گراشیها خاطرات بهاری از نویسندگان صحبتنو معرفی جاذبههای گردشگری گراش رویای پرواز: گفتگو با دانشجویان دورههای خلبانی در تهران گزارشی از تصادف مرگبار محمدکاظم کشوری مروری بر وقایع سال 1387: از بهار امیدواری تا زمستان سرد بابا انار ندارد: گزارشی از مدرسه خودبنیاد افغانیها در محله پاقلعه گراش به همراه هیمه ویژه محمد رفیع ضیایی و مطالب خواندنی دیگر با آثاری از : سید محمدحسن آیتاللهی، احمدعلی غفوری، محمدجواد حسننژاد، مسعود غفوری، ابوالحسن حسینی، مصطفی کارگر و خانمها فاطمه جمالی، حاجیزادگان، فرزانه استوار و ... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 10:23 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() انجمن شاعران و نویسندگان گراش در سی سالگی انقلاب اسلامی برگزار میکند. مسابقه شعر، داستان کوتاه و خاطره انقلاب به شش نفر برگزیده، شامل هر بخش دو نفر جایزه داده میشود. موضوع: انقلاب اسلامی پایدار و آزاد تحویل آثار تا 21 بهمن 1387 در خانه فرهنگ گراش دفتر نشریه صحبتنو گراش همچنین ارسال به gerash[at]gmail[.]com برگزارکنندگان: شهرداری گراش. اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان. خانه فرهنگ گراش و انجمن شاعران و نویسندگان گراش
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 15:30 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: صبح روز پنجشنبه 26 دی ماه برای مردمی که بعد از یک شب بارانی چشمان رو به کوه سیاه گشوده میشد یک روز متفاوت بود. کوه سیاه در جنوب گراش از برف پوشیده شده بود. بعد از یک شب سرد زمستانی، بارش برف نوید روزهای بهتری را برای مردم گراش میدهد. دیدن برف بعد از سالها شادی و سرخوشی مردم را به دنبال داشت. گروههایی از مردم و کوهنوردان با سابقه نیز این فرصت را دست نداند و از مسیر تنگ آب و سد آن به قله کوه سیاه معروف به «بن مُرُک» صعود کردند. کوهنوردان برف نادره را به عنوان سوغات زمستانی برای دوستان خود هدیه آوردند.
آخرین بار در اوایل دهه هفتاد کوه سیاه برف را به خود دید. البته در قدیم این کوه گاهی برفگیر بوده است و خوردن برف با شیره خرما یکی از سرگرمیهای مردم گراش بوده است که هر چند سال یکبار امکان آن فراهم میشد.
باران روز 25 دیماه بعد از ماهها خاک تشنه گراش و لارستان را نمناک کرد. ![]() عکس از مهدی وفاییفرد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 12:34 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: صوفیه و بحثهای داغ دهه اول محرم امسال بود. معمولاً دهه اول محرم فرصتی است که گراشیها از تمام نقاط جهان به شهر خود میآیند تا در کنار عزاداری امام حسین (ع) با دوستان و اقوام خود دیدار تازه کنند. این گردهمایی عمومی فرصتی را برای بحثهای مختلف فراهم میکند. همانگونه که در سال گذشته موضوع انتخابات مجلس شورای اسلامی و حضور علیاصغر حسنی در آن فضای محرم را تحت تاثیر قرار داده بود، امسال نیز حضور چند روحانی و سخنان امام جمعه گراش بحث فرقه صوفیه گنابادی را در گراش داغ کرده است. آغاز بحث از سوی امام جمعه گراش بود که در نماز جمعه دو هفته متوالی درباره خطر گسترش تصوف هشدار داد. با آغاز دهه محرم و حضور مبلیغین دینی برخی از آنها تمرکز خود را بر روی مساله تصوف و انحرافات دینی قرار دادند از میان آنها فردی معروف به آقای موسوی حضور پررنگتر ی داشت. او در کنار سخنرانی در مساجد و مجالس زنانه، در مدارس نیز درباره حضور صوفیان و خطر آنها در گراش صحبت کرد. اما با توزیع یک سی دی در شب تاسوعا مساله ابعاد تازهتری یافت. این سی دی که پس از شبنامه بر علیه برخی فعالیتهای اقتصادی در لارستان دومین شبنامه اما این بار به شکل الکترونیک بود به شکل گسترده در سطح شهر توزیع شد. منبع توزیع این سیدی ها تا ظهر روز عاشورا نامعین بود. در ظهر روز عاشورا در مراکز مهم مذهبی همانند حسینیه اعظم، حسینیه ابوالفضل (ع) و بیتالزینب (س) دو برشور متفاوت با امضای بسیج حوزه برادران و کانون فارغالتحصیلان حوزه خواهران توزیع شد. در این برشورها همان مطلب سیدی همراه با برخی احادیث با عنوان هشدار آمده بود. در سی دی توزیع شده بخشهایی از مراسم فرقه نعمتاللهی همانند دستبوس و پابوس آمده است. همچنین قرآنخوانی قطب فرقه گنابادی در این سی دی وجود دارد. این مطالب پیش از این نیز از طریق سایتهای اینترنتی منتشر شده بود که برخی از آنها با پاسخ نزدیکان فرقه روبهرو شد از جمله در صحنه دستبوس دو زن با مردانی، شیخ فرقه در کرج، خانواده مردانی از توزیع کنندگان این فیلم به مراجع قضایی شکایت کردهاند زیرا که زنانی که دست مردانی را میبوسند «مرضیه خواجه گراشی» و «فروزان امامی» همسران پسران او هستند. به نظر میرسد که واکنش افراد نزدیک به فرقه «شاه نعمتاللهی سلطانعلی شاهی گنابادی» سکوت و کاهش فعالیتهای اجتماعی بوده است اما آنان چون سالهای گذشته مراسم دهه محرم را بدون مشکل برگزار کردند. صوفیان گراش از سالهای پیشین در این شهر حضور داشتهاند و حسینیه آنها در انتهای خیابان درمانگاه قرار دارد. حاجیبابا خواجهگراشی در گراش و میرمطلب میرزاده در دبی از گراشیهایی هستند که به مقام شیخویت در این سلسله رسیدهاند. هر چند با مسائل اخیر نقد رفتارهای دو سوی جریان کار مشکلی است اما بحث در این مورد در جمعهای خانوادگی و محافل مذهبی همچنان داغ داغ است. مطرح شدن این مسائل در شهرهای قم و گناباد منتهی به افزایش فشار بر صوفیان و تخریب حسینیه آنها شد. برخی مردم امیدوارند این مساله در گراش مشکلی را در فضای اجتماعی شهر به وجود نیاورد . صوفیان فرقه ی نعمت اللهی در گراش به حدود هزار نفر می رسند. چند خانوار در شهر لار نیز پیرو این فرقه هستند که برای مراسم مذهبی به گراش می آیند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 18:1 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 13:19 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
در شماره 24 نشریه پروندهای به نام جریانشناسی گروههای اجتماعی گراش منتشر شد که مقاله اصلی این پرونده بازتابهای فراوانی داشت. در سایت صحبت نو ویژه گراش متن کامل مقاله به همراه بازتابهایی که به دفتر نشریه رسید را خواهیم خواند. جریان شناسی گروههای اجتماعی در گراش محمد خواجهپور: تلاش براي شناختن گروههاي وفعالان اجتماعي و سياسي شهر گراش ميتواند ما را در شناخت راهكارهايي براي رسيدن به نقشهاي جامع براي پيشرفت و توسعه شهر باري كند. هر چند تاباندن روشنايي به اين نقاط شهر بيترديد شاخكهاي حسي اين جريانها را كه فكر ميكنند فعاليت در خفا ميتواند آنان را در رسيدن به اهداف خود ياري كند، فعال خواهد كرد. اين بررسي از این رو مشكل تر خواهد بود كه هيچ گونه پيشينهاي از اين گونه كارهاي جامعهشناختي در شهر گراش و حتي منطقه لارستان وجود ندارد. از سوي ديگر گروههاي اجتماعي در منطقه به شكل محفلي عمل كرده و معمولاً فاقد رسانهاي هستند كه ديدگاههاي آنان را نشان دهد. اين گروهها در واقع كمي فعالتر از يك محفل دوستانه عمل ميكنند و به دليل فقدان اساسنامه و مباني قانوني نميتوان شكل يا عنوان مشخصي را براي آنان تعريف كرد. در اين نوشته كه ميتواند آغازي بر يك پژوهش گستردهتر باشد و حتي با توجه به بازتابهاي آن تكميل گردد. گروههاي موثر اجتماعي با مكانهاي معمول تجمع آنان تعريف شده است. هر چند در این شیوه تقسیمبندی کاستیهایی وجود دارد ولي ميتواند آغاز كار باشد كه برپايه آن بتوان به بررسي خصوصيات و تفاوتهاي موجود پرداخت. نكته مهم اين كه اين نوشته سعي ندارد به خوبيها و بديهاي اين جريانهاي اجتماعي بپردازد و يا حتي وزن آنها را مشخص كند و يا بخواهد نقدي بر عملكرد آنان داشته باشد. بلكه تمام سعي بر اين است كه با متمايز كردن جريانها و گروههاي موجود بتوان در آينده به تحليلهاي اجتماعي و سياسي پرداخت و تحولات جامعه را بررسي نمود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:45 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: جشنواره فیلم کوتاه کل در تقویم جشنوارههای استان فارس قرار خواهد گرفت.
پنجشنبه روز آخر آبانماه سالن سینمای گراش بیش از ظرفیت خود میزبان علاقهمندان به سینما بود. در کنار خیل علاقهمندان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، فرماندار و معاون فرمانداری لارستان، رییس اداره فرهنگ و ارشاد لارستان و مسئولین بخش گراش حضور داشتند. مدیر کل ارشاد فارس که به نظر میرسید از برگزاری پنجمین دوره جشنواره کل رضایت کامل دارد. در سخنان خود به درخواست بخشدار گراش و دبیر جشنواره برای تامین هزینههای این جشنواره و قرار گرفتن جشنواره در تقویم جشنوارههای فارس پاسخ مثبت داد. وی گفت: «از ابتدا دوره مدیریت جدید این برنامه وجود داشته است که جشنوارههای فرهنگی و هنری در شهرستانهای مختلف برگزار شود. هر چند مخالفتهایی نیز وجود داشت ولی تاکنون این تجربه موفق بوده است.» و درباره حضور مردم گفت: «صادقانه بگویم که پیش از این توقع حضور این همه جمعیت را نداشتم.» وی همچنین وعده داد که در کنار تقویت جشنواره فیلم کوتاه به عنوان جشنواره فیلم کوتاه شهرستانهای استان فارس، شعبه انجمن سینمای جوان در گراش تاسیس شود. سیروس الوند از مهمانان جشنواره نیز اظهار امیدواری کرد که وعدههای مدیران فراموش نشده و هر چه سریعتر محقق شود. چهارمین جشنواره فیلم کوتاه کل آذرماه 1384 در گراش برگزار شد. سه سال بعد، سینمای شهر قصه در شبهای 28، 29 و 30 آبانماه میزبان پنجمین دوره جشنواره بود. در این دوره 64 فیلم به جشنواره ارسال شده بود که توسط هیات انتخاب، 24 فیلم برای بخش مسابقه و 13 فیلم برای بخش جنبی انتخاب شدند. فیلمهای ارسال شده از شهر شیراز و استانهای همجوار به دلیل این که جشنواره به شهرستانهای استان فارس اختصاص داشت، در بخش جنبی نمایش داده شد. فرشاد فداییان،مستندساز مطرح، در کنار دکتر احمد جولایی استاد دانشگاه از بوشهر و غلامعلی نوروزی از مرودشت داوری فیلمهای بخش مسابقه را بر عهده داشتند. در بیانیه هیات داوران، که در شب پایانی توسط فرشاد فداییان خوانده شد، اظهار امیدواری شده بود که فیلمسازان توجه بیشتری به آشنایی با زبان سینما داشته باشند و کیفیت فیلمها در دورههای آینده افزایش یابد. هیات داوران در بخش مستند کُرُش ساخته آقاي مهدي حکمفرمايي از استهبان را به دلیل گرايش به نوعي روايت ساده از موضوعي ساده، سعي در تدوين يک دست و ايجاز بيان به عنوان فیلم برگزیده انتخاب کرد. در این بخش کیوان محسنی با فیلم دریای خاموش که دربارهی برکه کل ساخته شده بود، جایزه دوم را کسب کرد. این فیلم به خاطر تلاش براي ارائه نگاهي شاعرانه به موضوع و نمايش تصاويري زيبا اما هشدار دهنده از موضوع این جایزه را کسب کرد. در بخش داستانی هیات داوران جایزهای را اهدا نکرد ولی فیلم سکههاي رنج ساخته اسماعيل مسعودي از اقليد بخاطر انتخاب زباني ساده براي موضوع و ارائهي نماهاي دلنشين از زندگي و مناسبات مردمان سادهي يک روستا (به رغم نارسايي در قصه و تدوين) جایزه دوم را کسب کرد. این فیلم به تلاش یک خانواده برای امرار معاش میپرداخت. شب به خير ساخته مجيد راستي از گراش در میان تشویق هم دانشگاهیها خود جایزه ویژه بخش داستانی را کسب کرد. در بخش انیمیشن، ابوالضل رهروان با فیلم 85 به عنوان تنها شرکتکننده جایزه دریافت کرد ولی در بخش نماهنگ هیچ فیلمی شایسته جایزه برتر شناخته نشد. در کنار جوایز هیات داوران سه جایزه دیگر نیز داده شد. کیوان محسنی با نمایش فیلم غافلگیرکننده «مرد و مرده» در شب پایانی توانست با 35 درصد آرای تماشاگران، جایزه ویژه تماشاگران را به دست آورد. هیات برگزارکنندگان در بخش جنبی به خاطر پرداخت به همريشگي فرهنگي دو استان فارس و هرمزگان به فيلم روزهاي شيرين کودکي ساخته آقاي يوسف محمدپور از بستک جایزهای را اعطا کرد. فیلم بحث برانگیز 15 یادگار دیرینه نیز به خاطر نمايش جامع آثار تاريخي شهر گراش و رعايت اصول فيلمسازي، کيفيت فني و تکنيکي مناسب جایزه بخش بومی را دریافت کرد. این فیلم توسط خانه فرهنگ تهیه شده بود. در زمان فیلمبرداری محمد حسننژاد کارگردانی آن را بر عهده داشت و کار فیلمبرداری را کیوان محسنی انجام میداد. اما این فیلم از طرف عاطفه امینزاده به جشنواره ارائه شد. همراه با داوران جشنواره، مهمانان ویژهای نیز در این دوره حضور داشتند. سیروس الوند کارگردان نام آشنای سینمای تجاری از مهمانان ویژه بود که در کنار محمد ابراهیمیان، نمایشنامه نویس مطرح، در جشنواره شرکت داشتند. ابراهیمیان کارگاه شخصیت در فیلمنامه نویسی را برگزار کرد. دیگر مهمان جشنواره دکتر مهرداد ابروان بود او صبح پنجشنبه کارگاه بازیگری سینما را اجرا کرد. در سه شب برگزاری پنجمین جشنواره کل 35 فیلم کوتاه به نمایش در آمد. از گراش فیلمهای یاران آشنا ساخته عبداله فربود، دریای خاموش ساخته کیوان محسنی و گام ساخته اعظم وفاییفرد در شب اول روی پرده رفتند. در شب دوم 15 یادگار دیرینه به کارگردانی عاطفه امینزاده، هنر محلی ما درباره پالان دوزی به کارگردانی ماشااله بلبلی، کلات ساخته اعظم وفاییفرد و بوریابافی اثر محمد جواد حسننژاد نمایش داده شد. در این شب انیمیشن 85 ساخته ابوالفضل رهروان و فیلم کوتاه نادر اثر امین نخبهالفقهایی از لار نیز حضور داشتند. شب سوم به طور کامل به فیلمسازان لارستانی اختصاص داشت. در کنار میراث خاک ساخته عبدالحمید مصطفوی، فیلمهای شش فیلمساز گراشی حضور داشت. میراث نیاکان محمدجواد حسننژاد، چشم ساخته داستانی محمدعلی شامحمدی، شب به خیر ساخته مجید راستی، سکه از الهام وفاییفرد، نماهنگ تو از دریا میآیی ساخته رقیه فیوضات و مرد و مرده کار کیوان محسنی آثار شب پایانی بودند که در حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد فارس روی پرده رفتند. عبدالعلی صلاحی از اعضای شورای دبیری این دوره جشنواره را بر عهده داشت. گفت: «برگزاری این دوره حاصل تلاش تعداد زیاد از افراد بود امیدواریم با اجرا شدن وعدههای مدیرکل ارشاد فارس دورههای آینده با کیفیت مناسبتر برگزار شود. او هدف از برگزاری جشنواره را در کنار مطرح کردن نام گراش به عنوان یک شهر فرهنگی، تشویق جوانان شهر برای پرداختن به هنر سینما دانست.» در حالی دفتر پنجمین جشنواره فیلم کوتاه بسته میشود که استقبال مردمی نشان داد این جشنواره ظرفیت برگزاری سالانه را دارد. به جز علی سپهر و محمد کاظم محمودی بیشتر نامهای فیلمسازی گراش در این جشنواره حضور داشتند. گروه کیواناتی با استفاده مناسب از امکانات فنی مناسب و همچنین رعایت زبان سینمایی توانست بیشترین جوایز این دوره از جمله جایزه تماشاگران را کسب کند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 12:34 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: انجمن شاعران و نویسندگان گراش پانصدمین جلسه هفتگی را با حضور انجمنهای جنوب فارس برگزار میکند. به گفته مسعود غفوری سردبیر انجمن شاعران و نویسندگان گراش مراسم پانصدمین جلسه هفتگی انجمن شاعران و نویسندگان گراش روز دوشنبه 27 آبانماه برگزار شد. بعد از پذیرایی از مهمانان و اعضای انجمنهای ادبی مراسم شعرخوانی از ساعت هشت و نیم شب در سالن سراجی برگزار میشود. تاکنون حضور شاعرانی از جهرم، لارو اوز قطعی شده است. ممکن است اعضای انجمنهای ادبی شهرهای شهرستانهای خنج، بستک و لامرد نیز در این مراسم حضور یابند. انجمن شاعران و نویسندگان گراش فعالیت خود را از سال 1377 آغاز کرده است و در این سالها به شکل هفتگی جلسات آن برگزار میشود. در هفت سال اخیر این جلسات پنجشنبه هر هفته برگزار شده است. انجمن در حال حاضر در کنار انجمنهای دیگر خانه فرهنگ گراش فعالیت دارد. مسعود غفوری، مصطفی کارگر، فاطمه خواجهزاده، فرزانه نادرپور، مریم انصاری و حبیبه بخشی در این دوره گروه دبیران انجمن حضور دارند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 12:39 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو- الهام زاهدی: بانوان تکواندو کار گراشی با کسب چهار مدال طلا و برنز از رقابتهای قهرمانی استان بازگشتند. تيم 4نفره تكواندو بانوان گراش با مربيگري مريم مقتدري، برای شرکت در مسابقات تكواندو قهرماني استان، به شيراز سفر کرد. این تیم كسب 2مدال طلا و 2 مدال برنز به گراش بازگشت. اين مسابقات در سالن تكواندو مجموعه ورزشي دستغيب شيراز برگزار شد. خانمها حليمه سلمانيگراشي و سميرا رهدارپور نفرات برتر اين مسابقه در وزن خود بودند و موفق به كسب مدال طلاي مسابقات شدند. مقدسه ظرافت و عارفه پورشمسي با کسب مقام سوم، مدال برنز مسابقات را به گردن آويختند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:17 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
1 طرح ها دوباره شعر ... شعرهاي دوباره طرح... ما كجاي طرح شعر مانده ايم؟! 2 عكسهاي خاطره خاطرات عكس من تو را ب ها نه تو مرا... از خدا عابران خسته راه مي روند راه هاي بسته، خسته مي شوند تو... از كدام جاده مي روي؟ بيا...! راه باز تو منم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 13:37 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
سیما علویه*: در تحقیقات باستانشناسی در میناب اجساد دفن شده در خمرههای معروف به گراشی کشف شد. فصل اول کاوش باستان شناسی در مغ بریمی میناب بهمن ماه 86 انجام شد. درسایت این یک دژ متعلق به دوره اشکانی کشف شد. از ویژگی معماری این بنا خشتهای منظم وپلان دقیق آن است که نشانگر حاکمیت سیاسی و تسلط ایران دوره اشکانی بر خلیج فارس می باشد. در کنار دژ تاسیسات آن قبرستان وسیعی که مورد تخریب و تاراج قاچاقچیان قرار گرفته بود واقع شده است. از این قبرستان وسیع چند گور خمره بیرون آوره شد. درون گور خمره ها به شیوه تدفین دوره اشکانی، انسانها بصورت جنینی دفن شده اند این گور خمره های سفالی در بین بومیان آنجا به گراشی معروف است زیرا از قدیم الایام این گونه خمره ها را از شهر گراش به نواحی بندر وخلیج فارس فرستاده می شده است. بطوری که یک ضرب المثل از قدیم در میناب رایج باقی مانده است(باشی باشی ابیتت گراشی) یعنی جلو باد نرو که میمیری و تو را در گراشی دفن می کنند واین ضرب المثل در فرهنگ منطقه باقیمانده است زیرا گراشی نام خمره های بزرگ سفالین نخودی رنگ مایل به قرمز میباشد که از ناحیه گراش به هرمزگان جهت تدفین دوره اشکانی متعلق به 2500 سال قبل برده می شده است. اکنون نیز کارگاه سفالگری در گراش دایر می باشد. *کارشناس ارشد باستان شناسی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 16:55 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: در کمتر از یک ماه از استعفا محمد نامآور، حسین قائدی به عنوان شهردار جدید گراش به استانداری فارس معرفی شد. گزینهی ابتدایی شورا برای شهرداری به دلیل بازنشسته بودن، از سوی استانداری فارس رد شد. گزینه تازه شورای شهر، شهرداری جوانی ولی با سابقه است. او سه سال و نیم سمت شهرداری صفاشهر و سه سال معاونت شهرداری را بر عهده داشته است. شهرستان خرمبید در شمال استان فارس قرار دارد و صفاشهر مرکز این شهرستان است. مهندس قائدی مدرک کارشناسی مهندسی عمران را از دانشگاه شیراز دریافت کرده است. به نظر میرسد شورای شهر ترجیح داده است برای تمرکز بر فعالیتهای عمرانی، شهرداری را انتخاب کند که مردم گراش پیشینهای ذهنی از او نداشته باشند. از این رو عملکرد شهردار به صورت مستقیم به پای شورای شهر نوشته خواهد شد. با توجه به کمتر آشنا بودن حسین قائدی با محیط اجتماعی گراش، نقش مشاورین و همکاران او در جهتدهی فعالیتهای شهرداری پررنگتر خواهد شد. عبدالرضا هرمزی سخنگوی شورا گفت: مساله تغییر شهرداران تنها مختص گراش نیست. بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک استان همانند لامرد این مساله انجام شده است. انتخاب فرد مناسبی در این فرصت زمانی کار سختی بود بعد از بررسی گزینههای فراوان به این فرد رسیدیم و امیدوارم او بتواند با توجه به سوابق خود در مسائل شهری، پاسخگوی اعتماد شورای شهر و مردم گراش باشد. شهردار جدید بعد از تایید از سوی استانداری فرصتی دو سال و نیمه در اختیار دارد تا بتوانند برخی از مشکلات اساسی شهر گراش را رفع کند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 10:47 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
در کنکورهای تحصیلات تکمیلی امسال یک نفر از گراش در مقطع دکترا و 14نفر در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدند. بر اساس اطلاعات گردآوری شده توسط محمد ناصری دبیر کانون دانشجویان و دانشآموختگان گراش، امسال یازده نفر در مقطع کارشناسی ارشد به تحصیل ادامه خواهند داد. محمد محمدی با پذیرفته شدن در دوره دکترا زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران موفقتر دانشجوی امسال بود. غلامحسین درویشی و ذبیحاله سعادت در رشتههای حقوق و حسابداری بندرعباس، مهدی محسنزاده و قاسم فرسوده در رشتههای زیست جانوری و جامعهشناسی دانشگاه آزاد جهرم پذیرفته شدهاند. جواد اسدی، منصور یوسفی، جعفر نجفی در رشتههای مرمت و احیای بناهای تاریخی، علوم قرآنی فسا و زبان و ادبیات فارسی فیروزآباد ادامه تحصیل میدهند. محمد خواجهپور و مقتدری برای تحصیل در رشتههای مدیریت رسانه و زیستشناسی به دانشگاه تهران میروند. خانمها نیز حضور موفقی در کنکورهای امسال داشتند پروین مقدسی در رشته آموزش زبان انگلیسی شیراز، مرضیه عبداللهی در رشته فیزیک هستهای شیراز و خانم کاظمی در رشته جامعه شناسی و خواهران فروزان پذیرفته شدهاند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 10:45 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
حجت عابدی: با تیزبینی مامورین گشت پاسگاه گراش محموله 90 کیلویی تریاک کشف شد. به گفته سرگرد براتی فرمانده انتظامی بخش گراش مامورین پاسگاه انتظامی گراش در زمان حضور در جاده ارد در گردنه بالنگستان به یک خودرو پژو 405 مسکوک میشود. راننده خودرو به ایست مامورین توجه نکرده و مسیر خود را به سمت جاده فرعی منحرف میکند. عملیات تعقیب گریز در نیمه شب جمعه 29 شهریور ماه 1387 آغاز میشود. مامورین انتظامی با شلیک سیزده گلوله موفق به متوقف کردن خودرو میشود. در بازرسی از خودرو پژم مقدار 90 کیلوگرم خودرو کشف میشود. دو مرد به عنوان متهمین ین پرونده دستگیر شدهاند و تحقیقات برای کشف رابطین آغاز شده است. به نظر میرسد که مقصد این محموله شهر شیراز بوده است. فرمانده انتظامی گراش گفت: این عملیان با همکاری پاسگاه انتظامی ارد انجام شد و این محموله یکی از بزرگترین محمولههای کشف شده در لارستان میباشد. پیش از این نیز مامورین موفق شده بودند یک و نیم کیلوگرم هرویین جاسازی شده در کپسول پینکنیک را کشف کنند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 10:43 توسط محمد خواجهپور
|
|
||