تبليغاتX
روزنامه ی صحبت نو - گزارش لحظه به لحظه ی سید علی مجلسی از انتخابات در گراش / 1
جستار ها يي از لار ، گراش ، اوز ، بیرم ، جویم ، بنارویه ، و خنج

سید علی مجلسی: بر خلاف جمعه‌های تعطیل، اين جمعه با همه‌ي آنها متفاوت است. از ساعات اوليه صبح مردم در شهر حضور دارند، حتي عده‌اي از پيرمردها و پيرزن‌ها را می‌بینم كه قبل از آغاز ساعت راي‌گيري آرام آرام خود را به شعبه‌هاي اخذ راي مي‌رسانند تا در گروه اولين ايراني‌هایی باشند كه راي خود را بر صندوق انداخته و در سرنوشت و آينده‌ي كشور، خود و فرزندانشان شركت كرده‌اند.

انتخابات ریاست جمهوری در گراشصندوق‌هاي اخذ راي قبل از شروع ساعت رسمي راي‌گيري از بخشداري گراش به سوي شعبه هاي معين شده در حال حركت هستند. مردم دسته دسته شناسنامه به دست به سوي شعبه‌ها مي روند. يكي پير يكي جوان، يكي تنها و ديگري با خانواده و دوستان و حتي كودكان و نوجواناني را می‌بینیم كه نمي‌توانند راي بدهند اما شور و شوق انتخابات بر آن‌ها هم اثر گذاشته و به همراه خانواده‌ي خود به سوي صندوق‌ها مي‌روند. بحث بحث انتخابات است و جز اين حرف ديگري در ميان مردم نيست.

چند ساعت پس از شروع اخذ رای وارد شعبه ي شماره‌ي 7، مدرسه‌ي چهارده معصوم شديم. جمعیتي در حدود 40 تا 50 نفر كه اكثر آن‌ها را بانوان تشکیل می‌داد حضور داشتند. در ساعات اوليه و ظهر بيشتر چهره‌هاي مسن‌تر ديده مي‌شدند. ما نيز شعبه به شعبه سر مي‌زديم تا از اوضاع مطلع شويم. حسين افشار و گروه تداركات نيز در بيشتر شعبه‌ها ديده مي شدند و براي مسئولين و مردم شيريني بخش مي‌كردند. به هنگام ظهر كم‌كم پاي صندوق هاي خلوت‌تر شد و فرصتي نيز براي مسئولين شعب پيش آمد تا هم رفع خستگي كنند و هم ناهار بخورند. ساعت در حدود 5 بعدازظهر بود كه وارد شعبه‌ي شماره ي 9 واقع در مسجد مهديه شديم. مي خواستم گزارش تهيه کنم كه مسئولين شعبه مانع شدند و خواستند مجوز را ببينند. ما نيز مجوز را نشان داديم اما باز ديگري تقاضاي ديدن مجوز كرد. به هر ترتيب گزارشي تهيه کردیم. تا ساعت 5 بعدازظهر در شعبه‌ي 9 چيزي در حدود 570 تعرفه مصرف شده بود.

بار ديگر سري به مدرسه‌ي چهارده معصوم زديم. اوضاع آرام بود و مردم در حال ريختن آراي خود به صندوق بودند. در اين ميان پيرمرد سالخورده‌اي را دیدم كه آرام آرام قدم بر مي‌داشت تا انتخاب خود را به صندوق بياندازد. در اين ميان جمعیت با احمد خيرخواه هم صحبت شديم و از انگيزه‌اش براي راي دادن از وي سوال كردم كه در جواب گفت: بخاطر وظيفه‌ي ملي، خود و خانواده و مادرزن و پدرزنم به اينجا آمده‌ايم تا در سرنوشت ايران سهيم باشيم. كمي جلوتر جواني را مشاهده كرديم كه بسيار خوشحال و لبخند زنان در صف ايستاده بود نامش محمد جواد محمدي بود كه مي‌گفت: من به خاطر واقعه اخير و مشكلات به موجود آمده در شهر نه قصد راي دادن داشتم و نه انگيزه‌اي براي شركت در انتخابات، اما با خبر دستگيري تصميم‌ام را تغيير دادم و شناسنامه‌ام را برداشتم و به اينجا آمدم تا به كانديدای مورد نظرم راي بدهم.

در ساعت 7 بعداز ظهر فرماندار لارستان، محتاجي، به همراه دادستان لارستان براي بازديد از روند راي گيري در شهر گراش وارد بخشداري گراش شد و پس از ديدار با مهروري بخشدار گراش به همراه وي و برخی از اعضای هیات اجرایی براي بازديد از شعبه‌ها به داخل شهر رفتند. در اين ميان حلاجي امام جمعه‌ي گراش نيز به اين هيات ملحق شد و به مدرسه‌ي نرجس خاتون رفتند. سرگرد براتي و نيروهاي انتظامي نيز در محل حضور داشتند. محتاجي در گراش  از شعبه‌های مدرسه نرجس خاتون و کانون فانی‌زاده بازدید کرد.

در ساعت هفت و چهل دقيقه سري به حوزه ي شماره ي 14 در مدرسه ي شاهد زديم. روند راي گيري عادي بود و صفي نيز وجود نداشت و مردم مي‌توانستند به راحتي راي بدهند. كمي در آنجا با آقاي رحمت مهيايي هم صحبت شديم.

ساعت حدود هفت و 45 دقيقه بود و همه منتظر اعلام تمديد ساعت راگيري از طرف وزارت كشور بودند كه با تمديد ساعت راگيري سري به حوزه‌ي شماره 14 در كانون فاني زاده زديم. در آن ساعت جميعت چنداني در شعبه حضور نداشت و وضيعت عادي بود. در اين ميان آقاي قائدي شهردار گراش را مشاهده كرديم كه مثل هميشه خنده بر لبهاشان بود و كمي با ايشان هم صحبت شديم و درباره ي انتخابات رياست جمهوري در اين دوره از ايشان پرسیدیم كه در جواب گفتند: در شهر گراش هماهنگي ها و همكاري هاي ستادهاي اجرايي و نظارت بسيار خوب است، مردم هم خوب استقبال كرده اند. به نظرم انتخابات در اين دوره در سراسر ايران با استقبال فراواني روبه رو خواهد شد و پر شورتر از هميشه نشان مي دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:3  توسط   |